الشيخ السبحاني
50
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
كه كاملًا عكس آن را مشاهده مىكنيم ، يعنى با اين كه شرايط جغرافيايى و سياسى ملتها با هم تفاوت چشمگيرى دارد ، اين حس در همهء ملتها وجود دارد . البته بايد به اين نكته توجه داشت كه لازمهء فطرى بودن يك حس ، اين نيست كه همواره مورد توجه انسانها باشد ، زيرا چه بسا ممكن است علاقهء انسان به جاه و مقام و سرگرم شدن او به خوشىها و لذتهاى زندگى او را از بسيارى از فضايل اخلاقى و امور فطرى كه همگى سرچشمهء باطنى دارند غافل سازد . اصولًا امور فطرى انسان منحصر به خداخواهى نيست ، بلكه غير از آن ، انسان داراى غرايز ذاتى و طبيعى ديگرى است و واضح است كه توجه بيشتر به يك غريزه طبعاً انسان را از قوا و غرايز ديگر باز مىدارد . مثلًا كنجكاوى و كشف رازهاى نهفتهء طبيعت ، يكى از امور فطرى انسان است و هر فردى به تحقيق و كاوش علمى علاقهء فطرى دارد ، ولى به طور مسلم ، اين غريزه در هر محيطى شكوفا نمىگردد و فعاليت آن در همهء شرايط يكنواخت نيست . يعنى در محيطهاى علمى و در شرايط مناسب و با وجود دوستان همفكر ، به طور خود جوش و خلاق به تكاپو مىافتد و رشد مىكند ، ولى در شرايط نامناسب آن چنان ركود پيدا مىكند كه اگر اين شرايط ادامه يابد ، حس كنجكاوى و تحقيق به دست فراموشى سپرده مىشود . همچنين گرايش به همسر و ازدواج و يا گرايش به كسب مال و مقام ، همگى ريشهء فطرى دارند ؛ اما در هر شرايطى خودنمايى نمىكنند و رشد و نمو ندارند و از سويى نيز ممكن است اشباع و توجه زياد به يكى از غرايز موجب فراموشى بقيه گردد . حس خداجويى نيز بسان اين امور است . چه بسا سرگرمىها و توجه به ماديات و فرورفتگى در شهوات و لذايذ سبب گردد كه انسان از اين حس و نداى باطنى غفلت كند ؛ زيرا ميان امور معنوى و توجه به خداوند و به كار بستن اصول اخلاقى و فرورفتگى در تمايلات نفسانى نسبتى معكوس وجود دارد . اگر كفّهء تمايلات نفسانى به قدرى سنگينى كند كه همهء محيط روح و روان را فراگيرد ديگر