الشيخ السبحاني

49

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

انسان ، بدون تعليم و آموزش ، نشانهء فطرى بودن آن است و گوياى آن كه اين‌حس نيز بسان ساير احساسات انسان در شرايط خاصى بيدار مىشود . البته از اين نكته نبايد غافل بود كه اگر مراقبت‌هاى صحيحى از اين قبيل احساس‌ها به عمل نيايد ممكن است انحرافاتى در آنها پيدا شود ، مثلًا همين حس مذهبى و حس خداجويى اگر به وسيلهء پيامبران آسمانى و دانشمندان الهى و فلاسفهء بزرگ جهان ، درست رهبرى نشود سر از بت‌پرستى و گرايش به پرستش مخلوق در مىآورد به طورى كه انسان ، مخلوق را به جاى خالق و معبود مىگذارد . اگر ما مىگوييم كه احساس طبيعى و فطرى ، نياز به تعليم و آموزش ندارد مقصود اين است كه در تكوين و پيدايش آن ، مربى و معلم دخالت ندارد ، در عين‌حال بايد بپذيريم كه بهره‌بردارى صحيح و به دور از انحرافات و كج‌روىها بدون مراقبت مربيان آگاه صورت نمىگيرد . و از اين روست كه دانشمندان مىگويند : ريشهء پرستش كليهء اجرام سماوى مانند خورشيد ، ماه ، ستارگان ، موجودات خاكى مانند درخت ، سنگ و بت همان حس خداجويى و خداخواهى بشر است كه بر اثر رهبرى نشدن به اين انحرافات و خرافات دچار شده است . اگر اين حس از طريق عقل و خرد رهبرى مىشد و مردم به گفتار پيامبران الهى درست مىانديشيدند ، هيچ گاه به جاى معبود واقعى و آفريدگار جهان به مخلوق‌هاى ناتوان توجه پيدا نمىكردند . 3 . حس مذهبى مولود عوامل جغرافيايى و يا اقتصادى و سياسى نيست از اين كه مىبينيم حس خداجويى در تمام نقاط گيتى و در همهء دوران‌ها و اعصار وجود داشته است و دارد ، نتيجه مىگيريم كه اين حس يك نداى باطنى است و محركى جز فطرت ندارد ؛ زيرا اگر مولود شرايط جغرافيايى و يا عوامل ديگرى جز فطرت بود ، تنها بايد در يك قسمت از جهان و در يك قسمت از مردم كه شرايط واحدى از نظر اقتصادى ، سياسى و . . . دارند وجود داشته باشد در صورتى