الشيخ السبحاني
70
دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى)
و جنگ به نفع مسلمانان پايان پذيرفت . پس از پايان نبرد ، دو نفر از مسلمانان كه يكى از آنها از مهاجرين و ديگرى از انصار بود ، برسر آب بايكديگر اختلاف پيدا كردند و هركدام قبيلهء خود را بهكمك طلبيد . چيزى نمانده بود كه هردو گروه ، به جان يك ديگر بيفتند ، وافتخارات بزرگى را كه در طول چند سال بهدست آورده بودند از دست بدهند . پيامبر از جريان آگاه شد و نداهاى طرفين را نداى جاهلى دانست و فرمود : هنوز آثار جاهليت از قلوب شما بيرون نرفته است . آن گاه طرفين را از هم جدا ساخت . عبداللّه بن أبى ( كه سردستهء منافقان بود و از ترس و فشار افكار عمومى ، اسلام پذيرفته و در حقيقت به رنگ اسلام در آمده بود ) ازفرصت استفاده كرد و به گروهى كه دور او بودند ، چنين گفت : از ماست كه برماست . ما مردم مدينه ( انصار ) مهاجران مكه را در سرزمينهاى خود جاى داديم و آنها را از شرّ دشمن حفظ كرديم ، اكنون وضع ما مصداق روشن اين مثل معروف شده است كه مىگويند : سگخود را پرورش ده تا تو را بخورد . به خدا قسم ، اگر به مدينه بازگرديم بايد روابط اقتصادى خود را با كسانى كه دور رسول خدا را گرفتهاند قطع كنيم ، تا سرزمين ما را ترك كنند و بايد جمعيت نيرومند و پرافتخار ( مردم مدينه ) افراد ناتوان و ضعيف ( مهاجران ) را از سرزمينهاى خود اخراج كنند . اين مرد ، موقعى تخم نفاق و عداوت با مهاجران را در ميان برخى افشاند كه زمينهء پذيرش آن بر اثر نزاع مهاجر و انصار ، در بعضى از مسلمانان به وجود آمده بود . خوشبختانه در آن جمع ، جوانى دل آگاه