الشيخ السبحاني
71
دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى)
نشسته بود و با منطق نيرومند به سخنان شيطانى وىچنين پاسخ گفت : « به خدا قسم ، خوار و ذليل تويى ! آن كس كه درميان خويشاوندان خود كوچكترين موقعيتى ندارد تويى ! و محمد عزيز مسلمانهاست ، دلهاى آنها آكنده از مهر و مودت اوست » . آن گاه آمد و پيامبر را از سمپاشى عبداللّه آگاه ساخت و پيشنهادكرد در آن نقطه عبداللّه را اعدام كنند ، ولى پيامبر فرمود : اينكار هرگز صلاح نيست ؛ زيرا مردم مىگويند : محمد پس از آن كه به اوج قدرت رسيد ياران خود را كشت . اسيد شرفياب محضر پيامبر شد و او را تسلى داد و گفت : باعبداللّه مدارا كنيد ؛ زيرا او يك فرد شكست خورده است و طلوع اسلام در سرزمين مدينه ، از موقعيت اجتماعى او كاسته و شالودهء حكومت و سلطنت او را كه ريخته شده و نزديك بود به نتيجه برسد ازبين برده است . پيامبر اكرم براى اين كه طرفين از اين افكار شيطانى بيرون آيند و حادثه را فراموش كنند ، در لحظهء غيرمناسبى فرمان حركت صادر نمود و در ظرف بيست و چهار ساعت جز براى اداى نماز ، اجازهء توقف و استراحت نداد و روز دوم كه هوا بهشدت گرم بود و قدرت راهپيمايى از همه سلب شده بود ، فرمان نزول صادر كرد مسلمانها از مركبها پياده شدند و از فرط خستگى آن چنان در خواب عميق فرو رفتند كه تمام خاطرات تلخ حادثهء سرزمين بنىالمصطلق را بهدست فراموشى سپردند و بعدها نيز اثرى از آن در خاطرهها باقى نماند . « 1 »
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 292 ؛ تفسير قمى ، ص 681 .