الشيخ السبحاني

73

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)

روشن و گرم سازد نه همهء نقاط را . 3 . محدوديت از نظر بقا : همهء موجودات از نظر بقا محدود و همگى فناپذيرند و شعاع عمر آنها كاملا محدود است ، تنها خداست كه براى ذات او فنا و نابودى نيست ؛ « تقدير » به اين معنا را مىتوان از آيات زير استفاده نمود : « إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ « 1 » ؛ خداوند بر هر موجودى محيط است » ؛ « قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً « 2 » ؛ خداوند براى هر موجودى اندازهء خاصى قرار داده است » ؛ « إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ؛ « 3 » ما هر موجودى را به اندازه و قدر مشخص آفريده‌ايم » . در اين صورت ، هرگاه آيهء نخست را كه حاكى از نامتناهى و محيط بودن خدا است ، كنار دو آيه ديگر قرار دهيم ، به‌خوبى روشن مىشود كه مقصود از « تقدير » همان محدود و محاط بودن موجودات است كه نقطهء مقابل محيط بودن خدا مىباشد . از ديدگاه فلسفهء اسلامى ، هرگاه هستى پديده‌اى ناشى از هستى شىء ديگرى باشد ، طبعا آن پديده ، ممكن و معلول و فرع وجود علت خود خواهد بود ؛ امكان و معلول بودن هستى ، ملازم با محدود بودن است ، زيرا يك موجود ممكن و معلول از نظر درجه‌بندى در مرتبهء دوم است و هستى او از اين نظر محدود و محاط

--> ( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 54 . ( 2 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 3 . ( 3 ) . قمر ( 54 ) آيهء 49 .