الشيخ السبحاني

72

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)

داورى خود نيازى به تجربه و آزمايش ندارد و حقيقت خلقت ، اين است كه پديده‌اى كه فاقد هر نوع هستى و كمال است ، هستى خود را از علت بگيرد و علت در پرتو قدرت و توانايى كه دارد به او هستى بخشد . مقصود از « تقدير » ، همان اندازه‌گيرى است و موجودات جهان و پديده‌هاى متنوع آن ، از جهات مختلفى ، محدود و اندازه‌گيرى شده‌اند . 1 . از نظر شعاع وجود : در جهان هستى ، فقط يك وجود است كه نامتناهى است و براى او از نظر زمان و مكان ، حد و مرزى نيست ، بلكه او ما فوق زمان و مكان و پديد آورندهء آنهاست و هرگز به نقطه‌اى از زمان و مكان نمىرسيم كه از وجود و هستى او در آنجا اثرى نباشد ؛ به عبارت ديگر ، شعاع وجود او آن‌چنان گسترده است كه در هيچ زمانى فاقد هستى نبوده و هيچ نقطه‌اى از وجود او خالى نيست ، در اين صورت او وجود محيط و نامتناهى خواهد بود . ولى در برابر او تمام مخلوقات به حكم اين‌كه ذاتا و يا زمانى فاقد هستى بوده و هستى را از خدا گرفته‌اند و به حكم اين‌كه شعاع وجود آنها نقطهء خاصى را دربر مىگيرد ، طبعا محدود و محاط و از نظر شعاع وجود ، كاملا اندازه‌گيرى شده خواهند بود . 2 . محدوديت از نظر فعاليت : تنها خداست كه از نظر قدرت و نيرو و مقدار فعاليت ، غير محدود و نامتناهى است ، ولى شعاع قدرت و فعاليت تمام موجودات امكانى كاملا محدود است ، مثلا خورشيد با اين عظمت ، فقط مىتواند محيط منظومهء خود را