الشيخ السبحاني
63
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
واقعيت خارجى برخوردار است و تا واقعيت ديگرى ( آفريدگار ) در وراى آن دو نباشد كه لباس هستى بر اندام آنها بپوشاند ، هرگز سهمى از واقعيت و رنگى از هستى پيدا نمىكنند . ولى در برابر آن ، بزرگى و كوچكى كره زمين و درخت سپيدار ، يك واقعيت ثابت و مسلمى در خارج نيست كه براى خود ، خالق و آفريدگارى لازم داشته باشد ؛ آنچه كه خالق و آفريدگار مىخواهد ، هستى كره زمين و يا درخت سپيدار است و اما كوچكى و بزرگى آنها ساختهء ذهن و پديدهاى است كه از مقايسهء دو جسم در فكر ما به وجود مىآيد . از اين بيان مىتوان به حقيقت شرور و آفات پى برد و فهميد كه شر و بدى ، از كدام يك از دو نوع صفت مىباشد ، آيا بدى يك صفت حقيقى است يا يك صفت نسبى ؟ با يك بررسى كوتاه خواهيم ديد كه بديها و شرور يك امر نسبى است ، نه حقيقى و هرگز هيچ موجودى در حدّ ذات خود بد نيست و بدى ، يك نوع حالتى است كه در موقع برقرارى مقايسه ميان دو شىء پديد مىآيد . مثلا سمّ مار و زهر عقرب و درّندگى گرگ براى خود آنها بد نيست و با وجود آنها كمال سازگارى را دارد و مايهء تكامل و بقاى حيات و زندگى آنهاست ، بلكه تنها از آن نظر بد است كه مايهء فناى انسان و آسيبپذيرى اوست . « 1 »
--> ( 1 ) . مولوى مىگويد : زهر مار ، آن مار را باشد حيات * ليك آن ، مر آدمى را شد ممات پس بد مطلق نباشد در جهان * بد به نسبت باشد اين را هم بدان