الشيخ السبحاني

64

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)

باران سيل آسايى كه مىبارد ، هرگز به خودى خود بد و زشت نيست ، بلكه موقع مقايسه با امور مختلف به خوبى يا بدى توصيف مىگردد ، مثلا از آن جهت كه در فصل مناسبى ببارد و دشت و باغ و بستان در سايهء آن سبز گردد ، خوب و خير خواهد بود ، ولى از آن نظر كه مايهء خرابى و ويرانى يك خانهء گلى در گوشهء بيابان مىگردد ، شر و بد ناميده مىشود . بنابراين هرگاه بدى و زشتى از اوصاف حقيقى بود و بخشى از هستى داشت ، در اين صورت جا داشت كه فردى به دنبال خالق و فاعل آنها باشد و بگويد : مبدئى كه خير مطلق است ، رابطه‌اى با اين شرور ندارد ، پس به ناچار مبدأ ديگرى لازم است كه بر اثر رابطه‌اى كه با اين شرور دارد ، آنها را بيافريند . ولى هرگاه آنچه واقعيت دارد خود سم عقرب باشد و از اين جهت كه سهمى از واقعيت دارد ، از وجود آفريدگار بىنياز نخواهد بود ولى بدى و شرّ بودن آن ، واقعيت ديگرى نيست كه به وجود سم عقرب ضميمه گردد و در نظام وجود و رديف هستى قرار بگيرد ، در اين صورت بحث از آفريدگار آن بىمعنا خواهد بود ، زيرا شر به اين معنا واقعيتى نيست تا به دنبال فاعل و آفرينندهء آن باشيم و به عبارت ديگر ، خداى بزرگى كه عقرب زهردار آفريده دو كار مستقل انجام نداده است : يكى اينكه عقرب را با نيش و سم آفريده ديگرى اين‌كه آن را شر و بد خلق كرده باشد ، بلكه او يك كار بيش انجام نداده است و آن اين‌كه به چنين موجودى جامهء هستى پوشانيده است و اين