الشيخ السبحاني
58
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
وليد نماز صبح را چهار ركعت مىخواند استانداران وقت همواره امامت نماز جماعت را در مسجد به عهده مىگرفتند ؛ شبى وليد شراب زيادى خورده بود و در همان حالت مستى به مسجد آمد و نماز صبح را چهار ركعت خواند و به جاى ذكر ركوع و سجود ، مىگفت : « اشربى و اسقينى ! ؛ معشوقهء من ! مى بنوش و مرا نيز سيراب كن ! » و به آواز بلند ، اين شعر را كه حاكى از عشق سوزان وى به زنى به نام رباب بود ، مىخواند : علق القلب الربابا * بعد ما شابت و شابا او پس از نماز ، رو به مردم كرد و گفت : اگر مايل باشيد ، چند ركعت ديگر نيز بر ركعات قبل بيفزايم ! در اين حالت ، تهوعى كه ناشى از زيادهروى در خوردن مشروب بود به وى دست داد و محراب و مسجد و منبر را آلوده ساخت . در اين لحظه ، ابو زينب و جندب بن زهير ازدى ، انگشتر وليد را كه تمام اسناد و دفاتر به وسيله آن مهر و امضا مىشد ، از انگشت او درآوردند و او متوجه اين امر نشد و عبد اللّه بن مسعود به پا خاست و از استاندار و خليفه وقت سخت انتقاد نمود و چهار نفر از شخصيتهاى بزرگ كوفه در حالى كه انگشتر والى را در دست داشتند ، رهسپار مدينه شدند و خليفه را از جريان آگاه ساختند ، ولى خليفه به سخنان و شهادت آنها وقعى نگذاشت و آنان را تهديد كرد . آنان پيش عايشه كه در امور سياسى نيز مداخله مىكرد ، رفتند و او را