الشيخ السبحاني
172
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
آسمانى و . . . ، در برابر كفر كه انكار همه يا برخى از آنهاست . اگر حقيقت « اسلام » همان اذعان و تصديق است ، قطعا مركز حقيقى اين دو حالت ، همان روح و روان انسانى است و زبان و اعضاى ديگر جلوهگاه اين دو حال درونى هستند . ولى اگر مقصود از اين دو كلمه ، تظاهر به « تسليم » و « اذعان » باشد ، اگرچه در دل و اعماق روح ، اثرى از هيچ كدام نباشد - چنان كه افرادى پيدا مىشوند كه در دل نه حالت تسليم دارند و نه اذعان ، ولى در زبان به خضوع و اذعان تظاهر مىنمايند - در اين صورت ، مظهر اين دو نوع « تسليم » و « اذعان » فقط زبان خواهد بود و در برخى از آيات به اين نوع از اسلام صورى و ايمان ظاهرى اشاره شده است . مفسران در شأن نزول آيه مورد بحث نقل مىكنند كه گروهى از قبيله « بنى اسد » براى اخذ زكات به خدمت پيامبر رسيدند و اظهار داشتند كه ما به آيين تو ايمان آوردهايم ؛ پيامبر به دستور خداوند به آنان مىگويد : شما تنها اسلام آوردهايد [ نه ايمان ] ؛ زيرا ايمان در دلهاى شما نفوذ نكرده است . ناگفته پيداست ، همانطور كه ايمان در دل آنها نفوذ نكرده بود ، همچنين اسلام نيز در قلب آنان وارد نشده بود و اسلام آنان ، جز اسلام زبانى بيش نبوده است ، و اما چرا پيامبر به آنان مىگويد : اسلام آوردهايد ، ولى ايمان نياوردهايد ؛ در صورتى كه از نظر ظاهر ، هم اسلام آورده بودند ، هم ايمان و در باطن نه ايمان داشتند و نه اسلام ؛ نكته آن را بعدا خواهيم گفت .