الشيخ السبحاني

160

نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)

جويبر داخل حجله شد ؛ اما بر خلاف توقع ، خوشحال به نظر نمىرسيد ؛ نگاهى به همسرش نمود و نظرى به اطراف حجله‌گاه افكند ، قدرى در آن زر و زيور و فرش و پرده كه همه با مشك و عنبر ، خوشبو شده بود ، خيره شد ، بدون اينكه سخنى بگويد يا توجهى به عروس نمايد ، در حجله‌گاه قرار گرفت و تا طلوع فجر به خواندن قرآن و نماز ادامه داد . و هنگام طلوع فجر صداى اذان مسجد پيامبر ، وى را به طرف مسجد كشانيد ؛ همسرش در آن هنگام وضو گرفت و نماز صبح را به جا آورد ؛ در اين موقع ، زنان نزدش شتافته و با بىصبرى تمام مىخواستند از جريان عروس و داماد باخبر شوند . ذلفاء ! شوهرت نزد تو آمد ؟ ذلفاء با حالتى شرمگين گفت : خير ، او اول شب تا صبح همه‌اش قرآن مىخواند و ركوع و سجود به جاى مىآورد و اول فجر كه صداى اذان بلند شد ، براى نماز به سوى مسجد روانه شد . شب دوم نيز ، مانند وضع شب اول بود و هرگز بين آن دو تماسى صورت نگرفت ، ولى زنان و خويشان عروس اين مطلب را از پدر عروس پنهان كردند . تا اينكه شب سوم نيز به همين صورت به پايان رسيد ؛ در اين هنگام ، زنان مهر خاموشى را شكسته و قضيه را به پدر عروس خبر دادند . زياد كه در اول آن‌گونه فكر مىكرد ، و با آن مقدمات به اين امر تن داده بود ، مانند آتش برافروخته با عجله به طرف خانه پيغمبر