الشيخ السبحاني
161
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
شتافت و به آن حضرت گفت : يا رسول اللّه ! پدر و مادرم فدايت شوند ؛ شما به من امر فرموديد كه دخترم را به جويبر بدهم ، در حالى كه ابدا با ما تناسب نداشت ، و همتاى ما شمرده نمىشد ، اما امر شما ما را به اين كار وادار ساخت ، و هرطور بود عروسى را راه انداختيم و عروس را به خانه داماد برديم . پيامبر فرمود : مبارك باشد ! مگر چيزى بدى از او ديدهايد ؟ زياد گفت : اين مرد دستش از زمين و آسمان كوتاه بود ؛ من تمام لوازم زندگى را در اختيارش گذاردم و دخترم را تسليمش كردم ، اما ديگر انتظار نداشتم او با وى چنين رفتار كند ! پيامبر فرمود : مگر چه كرده است ؟ زياد گفت : هيچ ؛ جويبر شب زفاف وارد حجله شد و بدون اين كه به دخترم توجهى بكند ، با قيافهاى محزون در گوشه اتاق تا صبح مشغول تلاوت قرآن و ركوع و سجود بوده و هنگام نماز صبح از منزل خارج شده است . شب دوم نيز همين عمل را تكرار كرده است ، ولى اين امر را از من پنهان كردند ؛ شب سوم نيز ماجرا همانند آن دو شب قبل بود ، تا آنكه من از قضيه خبردار شدم و اينك از شما درخواست مىكنم در كار ما دخالت نماييد ؛ اين وضع قابل تحمل نيست ! گمان مىكنم كه اين مرد اساسا فاقد غريزه جنسى است و رغبتى به زن ندارد . زياد سخن خويش را گفت و رفت . پيامبر جويبر را احضار كرد و به او فرمود : مگر به زن رغبت ندارى ؟ جويبر عرض كرد : چرا مگر من مرد نيستم ! اتفاقا خيلى هم