الشيخ السبحاني
156
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
عدالت واقعى را پيش خود مجسم مىديد . او به هنگام استماع سخنان آن حضرت ، سراپا گوش بود ؛ گويا هر كلمه از اين كلمات نورانى صحنهاى از واقعيت و حقيقت مطلق را به وى ارائه مىداد و در مقابل اين منطق قوى ، چارهاى جز سكوت نداشت و شايد هم از جمله كوتاه خود در برابر پيشنهاد آن حضرت ، نادم و پشيمان شده بود . آنگاه پيامبر ، به مرد يمامى فرمود برخيز و نزد « زياد بن لبيد » كه از شريفترين افراد قبيله « بنى بياضة » است برو و به او بگو : من از جانب رسول خدا پيامى براى تو آوردهام . پيامبر به من فرموده كه فرمان وى را به تو ابلاغ كنم ؛ رسول خدا به تو امر مىكند ؛ دخترت را كه نامش « ذلفاء » است به « جويبر » كه من باشم تزويج كن . مرد يمامى برخاست و به راه افتاد و براى رساندن پيغام پيامبر به سراغ زياد بن لبيد رفت و او هنگامى رسيد كه زياد و جمعى از خويشان و بستگان وى در خانهاش گرد هم نشسته بودند ؛ در آستانه در اجازه ورود خواست و به وى اذن ورود داده شد ؛ داخل خانه گرديد و سلام كرد . در اين حال ، زياد و حضار متوجه جويبر شده بودند و مىخواستند بدانند مرد يمامى فقير كه هميشه او را جزء اصحاب صفه مىديدند و طبعا مىخواهند با نظر حقارت به وى بنگرند ، با آن هيكل و قيافه مخصوص خود ، به چه منظورى آمده است . جويبر گفت : اى زياد ! من از طرف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيامى براى تو آوردهام . [ اين پيام ] مربوط به خودم [ است ] آيا آشكارا