محمد باقر تحريرى
21
آسمان توحيد و معرفت (فارسى)
انسان ارتباطات گوناگونى با جهان خارج از خويش دارد كه در علوم مختلف دستهبندى شده و هر يك نام مخصوصى دارد ، لكن او يك رابطهى ويژهاى با جهان دارد كه به واسطهى آن ديگر ارتباطات كشف شده و نامگذارى گرديده است و آثار هريك از ديگرى متمايز نشده است و از آن رابطه به علم ، معرفت ، آگاهى ، شناخت و امثال اين الفاظ تعبير مىشود كه حقيقتش كشف واقعيات براى انسان است نه ايجاد واقعيات از جانب انسان ، اگرچه پس از كشف واقعيات ، انسان با تلاش علمى پيگير و فراهمكردن ابزار مناسب ، مىتواند اختراعاتى انجام دهد ، لكن اين اختراعات نيز به معناى ايجاد واقعيات عينى ( بهوجودآمدن چيزى از عدم صرف ) نيست ، بلكه كشف واقعياتى از جهان است كه با نزديككردن آنها به يكديگر ، خاصيت و اثر جديد ظاهر مىشود و انسان از آن استفاده مىكند . به هر حال انسان به لحاظ اين كه مرتبهى وجودى ويژهاى دارد ، مىتواند از اين طريق روابط گوناگون موجودات را به اندازهى ظرفيت وجودى خويش كشف كند و همواره در اين كشف پيش رود ، چنان كه پيشرفت علوم تاكنون از اين قبيل بوده ، بر خلاف حيوانات كه آگاهى ايشان از جهان خارج خود بسيار سطحى بوده و توان كشف روابط بين موجودات را ندارند . ابتدا براى كشف روابط و قوانين گوناگون عالم دو ، ابزار لازم است اول : حس ، دوم ، عقل . كار حس برقراركردن ارتباط ظاهرى با اشيا است كه در اين مرحله فقط صورت يا مفهوم سطحى نصيب انسان مىشود و اگر دخالت عقل همراه با بهكارافتادن حواس در كار نباشد ، نمىتوان به جهان خارج و حالات آن پى برد ، تا اين مرحله ، حيوانات نيز مشترك هستند ، لكن عقل با تحليلهاو