السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

38

هدايتگران راه نور ، زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع) (فارسى)

كانهم خنافس في حجر * هذا جميع قصتى وامرى فارحم عيالى و تول امرى * فانت انت ثقتى وذخرى كنيت نفسى كنية فى شعر * انا ابو الفقر وام الفقر ترجمه : « وبچه‌هايى دارم مثل مورچه‌هاى كوچك ، سيه چهره همچون سياهى ديگ . زمستان آمد و آنان با آنكه جزو بشرند ، بى پيراهن و لباس‌اند . ايشان را مىبينى پس از نماز عصر ( هنگام غروب ) كه برخى از آنها به سينه‌ام چسبيده‌اند و برخى ديگر به پشتم و برخى به آغوشم چسبيده‌اند . چون گريه كنند ، آنان را تا صبح وعده دهم و تا ستون سپيده آشكار گردد و خورشيد سر زند خود را از دست آنان مىرهانم و همه در پايهء ديوار مىافتند . گويى سوسكهايى هستند در ديوار ، اين تمام ماجرا و كار من است . پس بر خانواده‌ام رحم آر و كار مرا بر عهده گير كه تو ، خودت تكيه گاه و بر آورده حاجت منى . كنيه‌اى در شعر بر خود گذارم ( اينچنين ) من ابو الفقر ( پدر فقر ) وام الفقر ( مادر فقر ) هستم » . « 1 » مخالفان حكومت با محاصرهء اقتصادى سختى رو به رو مىشدند . در عصر متوكّل محاصرهء سلالهء علوى تا بدانجا پيش رفت كه بانوان علوى تنها يك پيراهن داشتند ، كه به نوبت با پوشيدن آن ، نماز خود را به جاى مىآوردند . « 2 »

--> ( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 195 به نقل از طبقات ابن معتز ، ص 377 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 234 به نقل از مقاتل الطالبيّين .