السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
68
هدايتگران راه نور ، زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا (ع) (فارسى)
و فلسفه دعوت امام به خراسان نيز پايان يافته بود و ابرها بر فراز بغداد گرد آمده و بنيانهاى انقلاب عبّاسيّان آشكار شده بودند و مأمون براى جلب خشنودى پسر عموهايش بازگشت به بغداد را در سر مىپروراند و شيوهء نياكانش در پوشيدن جامهء سياه و تقسيم مناصب به خويشان و نزديكانش را از نو آغاز كرده بود . شايد حديث زير اين حالت را كه امام رضا نسبت به آن هشدار داده و آن را به مأمون اظهار كرده بود ، براى ما تبيين كند . در واقع امام مىخواست بدين وسيله به مأمون بگويد كه وى بدانچه او مىكند آگاه است ، امّا بر حسب مصلحت عموم حركت مىكند . در اين حديث آمده است : روزى امام رضا عليه السلام در گفتگويى طولانى به مأمون گفت : « اى امير المؤمنين ! در امور مسلمانان از خدا بترس و به بيت نبوّت و معدن مهاجران و انصار بازگشت كن » . آنگاه فرمود : « من چنين مىبينم كه تو از اين شهر بيرون مىشوى و به جايگاه پدران و نياكانت بر مىگردى و در امور مسلمانان مىنگرى و اين سخن پيش خود نگاه دار و ( بدان ) كه خداوند عزّ و جل از تو در بارهء آنچه تو را بر آن گماشته ، پرسش خواهد كرد » . « 1 » فضل بن سهل نيز اين نكته را به مأمون ياد آور مىشود . او را مىبينيم كه از همراهى با مأمون سر پيچى مىكند ، و با گفتن اين سخن از او پوزش مىخواهد كه : گناه من پيش خاندانت و عامهء مردم بزرگ است و مردم
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 165 .