السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

69

هدايتگران راه نور ، زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا (ع) (فارسى)

مرا به خاطر كشتن برادر مخلوعت و بيعت امام رضا به ولايتعهدى از روى نيكى يا حسادت نكوهش مىكنند و ستمگران به سعايت از من بر مىخيزند پس اجازه فرماى در خراسان بمانم . « 1 » امّا مأمون خواستهء او را نمىپذيرد . چون براى او تدبيرى انديشيده است . مأمون نمىخواهد فضل را در پايگاه قدرت و در ميان ياران و هواخواهانش به كام مرگ فرستد بلكه قصد دارد او را در راه از ميان بردارد . در روايت آمده است : مدّتى از گفتگوى ميان مأمون و فضل سپرى شده بود و ما در يكى از منازل ( بين راه ) بوديم كه فضل به حمام رفت . در اين هنگام گروهى با شمشير بر او داخل شدند و به قتلش رساندند . پس از كشته شدن فضل ، فرماندهان و سپاهيان و گروهى از مردان ذو الرياستين بر در سراى مأمون حاضر شده گفتند : او را كشت اينك ما به خونخواهى او آمده‌ايم . « 2 » بدين سان مأمون از برجسته‌ترين و بزرگ ترين كانون قدرت در درون دستگاه حاكمه خلاصى يافت . اينك پيش روى او جز امام رضا ، كه او هم اندكى بعد به شهادت رسيد ، كس ديگرى باقى نمانده بود . براستى آيا همين نزديكى شهادت امام رضا عليه السلام با كشته شدن فضل خود نمىتواند حاكى از وجود توطئه‌اى پليد بر ضدّ آن‌حضرت باشد ؟ با اين دلايل و شواهد ، قول مشهور علماى شيعه مبنى بر شهادت امام

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 165 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 169 .