السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

26

هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى)

« ما از همين جهان كنونى سخن مىگوييم ، پس اگر آن را بالا برديم يا پايين آورديم جهان ديگرى خواهد شد كه هيچ چيز همچون همين بالا بردن و يا پايين آوردن آن توسط ما ، بر حدوث آن دلالت نمىكند ، امّا من تو را پاسخ مىگويم ، زيرا توانسته‌اى ما را ملزم كنى . پس مىگوييم : اشياء اگر بر همان حالت صغر و كوچكى خود باقى بمانند چون توهّم مىشود كه اگر چيزى بدانها بپيوندد بزرگتر مىشوند و همين جواز تغيّر ، خود دليل قديم نبودن جهان است و تغيّر آن مستلزم دخول جهان در حدوث است و در پس اين براى تو سودى نيست اى عبد الكريم » . « 1 » بار ديگر ابن ابى العوجاء كه تمام نيرنگ و دلايل خويش را گرد آورده و خود را مجهز ساخته بود براى بحث با امام جعفر صادق عليه السلام به محضر وى رفت ، امّا هنوز مباحثهء خود را آغاز نكرده بود كه يك باره چهره‌اش به‌سختى سياه شد پس برخاست‌امّا نتوانست باز گردد تا آنكه‌از دنيا رفت . « 2 » با مرگ ابن ابى العوجاء آن هم به اين شيوه ، دفتر الحاد كه ياران و ياورانى هم داشت ، درهم پيچيده شد و راهبر الحاد كه داراى قدرت و شوكت و حزبى بزرگ بود از بين رفت . 2 - از هشام بن حكم روايت شده است كه گفت : زنديقى در مصر زندگى مىكرد كه در بارهء ابو عبداللَّه عليه السلام چيزهايى شنيده بود . از اين رو به

--> ( 1 ) - الاحتجاج ، ص 76 . ( 2 ) - علّامه مظفّر در كتاب الامام الصادق مىنويسد كه : « سليمان ، عامل منصور بر كوفه ، ابن ابى العوجاء را به خاطر الحاد و زندقه‌اش كشت . »