السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

29

هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)

كدامند ؟ فرمود : دنيا را با اين همه گستردگى ، مملكت خداوند مىدانم ، و تمام مخلوقات را بندگان و كنيزكان و عيال او به حساب مى آورم و اسباب و ارزاق را به دست خدا مىدانم و قضاى او را در تمام زمين خدا جارى و نافذ مىبينم . عرض كردم : چه خوب توشه‌اى دارى زين العابدين ! تو با اين توشه از كوره راهاى آخرت عبور كنى پس معلوم است كه مىتوانى از از كوره راهاى دنيوى هم برهى ! « 1 » حماد بن‌حبيب كوفىالقطان نيز داستان‌مشابهىرا نقل كرده وگفته‌است : در « زباله » « 2 » از قافله جدا ماندم . چون شب فرارسيد ، به درختى بلند پناه بردم . چون تاريكى بيشتر شد ناگهان جوانى را ديدم كه با جامه‌اى سپيد كه بوى مشك از آن به مشام مىرسيد ، مىآيد . تا آنجا كه توانستم ، خود را پنهان كردم . جوان آماده نماز شد . سپس ايستاد در حالى كه مىگفت : اى كسى كه ملكوت همه چيز به دست توست و با جبروت خويش بر همه چيز چيره گشتى در دلم سرور اقبال بر خودت را داخل كن و مرا به ميدان فرمانبردارانت ملحق فرما . سپس نمازش را شروع كرد . چون ديدم اندامش آرام يافته و حركاتش سكون گرفت ، به سوى محلّى رفتم كه او در آنجا وضو گرفته بود ، ناگاه چشمه جوشانى ديدم . من نيز براى نماز آماده شدم و به او اقتدا كردم . ناگهان محرابى ديدم كه گويا در همان وقت پديدار شد ، او را ديدم كه هر گاه به آيه‌اى كه در آن ذكرى از وعده و وعيد بود ، بر مىخورد با ناله

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 3 ، قصه ابراهيم . ( 2 ) - نام محلى در راه مكّه .