السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

30

هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)

و زارى آن را تكرار مىكرد . پس چون شب رو به پايان مىرفت ايستاد و گفت : « اى كسى كه گم‌گشتگان او را قصد مىكنند ، رهنمايش مىيابند ، و بيمناكان قصدش مىكنند پناهگاهش مىيابند ، و عابدان به او پناه مىبرند و او را سر پناه خويش مىيابند . كى آرام مىيابد كسى كه بدن خويش را براى غير تو به زحمت انداخته و چه زمانى شاد مىشود كسى كه جز تو ديگرى را قصد كرده است ؟ معبودا ! تاريكى پايان مىگيرد در حالى كه من در خدمت به تو كارى نكرده‌ام ، و از چشمهء مناجات تو سينه را سيراب نساخته‌ام . بر محمّد و آل او درود فرست و سزاوارترين دو كار را نسبت به من به انجام رسان . اى مهربان‌ترين مهربانان » . من ترسيدم او از دستم برود ، و كارش بر من نهان ماند . از اين رو به او در آويختم و گفتم : تو را به خدايى كه گزند رنج و خستگى را از تو برداشت و لذّت ترس را به تو عطا كرد چرا بال رحمت و كنف رقت خويش را از من دريغ مىدارى ، كه من سر گشته و حيرانم ؟ فرمود اگر توكّل تو راست باشد سرگشته نباشى . در پىام روان شو . چون زير درخت رسيد . دستم را گرفت ، در نظرم آمد كه زمين زير پايم كشيده مىشد . صبحگاهان به من گفت : مژده بده كه اين مكّه است . فريادها را مىشنيدم و زايران خانه حق را مىديدم . گفتم : به خدايى كه در روز قيامت و تنگدستى به او اميدوارم تو را سوگند مىدهم ، كه كيستى ؟ گفت : حال كه قسم دادى ، بدان كه من على بن الحسين بن على بن ابىطالب هستم . « 1 »

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 40 - 41 .