السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
22
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى)
نگه داشته بود تا هر گاه ، كه فرمان داد به شهر داخل شوند . روزى امير مؤمنان على عليه السلام خواست به عثمان پيغام دهد كه اگر بخواهد ، وى حاضر است از او دفاع و با وى مشورت كند و در جهت صلاح جهان اسلام تدبيرى بينديشد . امّا چه كسى بايد اين پيغام را به عثمان برساند ؟ زيرا دهها هزار تن با نيزههاى برافراشته و شمشيرهاى بر كشيده اطراف خانهء او را احاطه كرده بوند . اينجا بود كه حسن برخاست و داوطلب رساندن پيغام على به عثمان شد . وى صفوف محاصره كنندگان را با نهايت شجاعت از هم شكافت و به خانه عثمان رسيد و با كمال آرامش به درون خانه رفت و پيغام پدرش را به عثمان تسليم كرد و خود نيز به نصيحت و مشورت با عثمان پرداخت و توجّهى به سر و صداى انقلابيون و چكاچك شمشيرها و شيهه اسبان و به هم خوردن نيزههاى آنان نشان نداد . انقلابيون حالتى تهاجمى داشتند و ممكن بود به خانه بريزند و هر كس كه در خانه مىيافتند ، از جمله امام حسن را از دم تيغ بگذرانند ، امّا آنحضرت محكم و استوار و با نهايت دليرى ، بى اعتنا به همه اين خطرها ، در آنجا نشست ، زيرا او مىدانست كه اگر آسيبى به او برسد در راه خير خواهى و به خاطر خدا و فرو نشاندن آتش فتنه از بلاد مسلمانان بوده است . بدينسان امام حسن در كنار عثمان نشست و مأموريت خود را به خوبى انجام داد و پيغام پدرش را رسانيد و آنگاه كه عزم باز گشت كرد از ميان صفوف انقلابيون به سلامت عبور كرد . سرانجام عثمان كشته شد و حوادث بسيارى پس از قتل وى به وقوع