السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
47
مناسك حج (فارسى)
كردن خود و گرامىترين چيزى كه خداوند به دو داده است . در داستان ابراهيم عليه السلام كه در خواب ديد فرزندش را سر مىبُرد ، و دانست كه بايد پسرش را قربانى كند ، و هر دو در برابر فرمان الهى سر تسليم فرود آوردند و ابراهيم ، اسماعيل را به چهره برانداخت ، ولى خداوند او را به ذبحى عظيم ارمغان كرد ، در اين داستان چكيدهاى از حكمت قربانى را در روز عيد شاهد هستيم . خداوند مىفرمايد : ( فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَنَادَيْنَاهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّ هذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ * وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ * وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ * سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ) « 1 » . « هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد ، گفت : پسرم ! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم ، نظر تو چيست ؟ گفت : پدرم ! هرچه دستور دارى اجرا كن ، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت . و چون هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد . او را ندا داديم كه : اى ابراهيم ! آن رؤيا را تحقّق بخشيدى ، ما اين گونه ، نيكوكاران را جزا مىدهيم . اين مُسلّماً همان امتحان آشكار است . ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم . و نام نيك او را در امّتهاى بعد باقى
--> ( 1 ) - سورهء صافّات ، آيات 102 - 109 .