السيد محمد تقي المدرسي
9
يس اسماى حسناى الهى (فارسى)
آمد كه در آن تعبير « جبّار عنيد » به كار برده شده است . وليد گفت : عز و جل كرا فهرس تُهدِّدُنى بِجَبَّارٍ عَنيدٍ * فَها انا ذاكَ جَبَّارٌ عَنيدُ اذا ما جِئتَ رَبَّكَ يَوْمَ حَشْرٍ * فَقُلْ يا رَبِّ مَزَّقَنِى الْوَليدُ « 1 » تو مرا به جبّارى عنيد ( زورگوى ستيزه جوى ) وعده مىدهى ؟ پس بدان كه من جبّار عنيد هستم ! هنگامى كه روز قيامت بر پروردگارت آمدى ، بگو اى پروردگار من ! وليد مرا پاره كرد ! قرآن را پرتاب كرد و با تير پاره پاره نمود . كسى كه چنين روحيهاى داشته باشد ، قرآن به چه كار او مىآيد ؟ او در اين حال دريچه ى بهره بردن از قرآن را با دست خود بسته است . به خدا پناه مىبريم كه اين گونه باشيم . ما انسانها هر يك مشكلات خاصّ خودمان را داريم . اينطور نيست كه دلهايمان صاف و بىغلّ و غش باشد و از هرگونه مشكلى عارى و مبّرا باشيم . گاه قرآن مسايلى را به ما گوشزد مىكند كه مورد پسند ما نيست ؛ امّا خير و صلاح ما در آن است . در آيهى كريمه مىفرمايد : « وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ » « 2 » چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد ، حال آنكه خير شما در آن است ؛ و يا چيزى را دوست داشته باشيد ، حال آنكه شر شما در آن است . و خدا مىداند ، و شما نمىدانيد . بنابر اين بايد روحيهى تسليم و انقياد در برابر قرآن و امر و نهىهاى آن را در خود شكوفا سازيم . بايد در برابر حقّ كرنش كنيم و آن را با جان و دل پذيرا باشيم و از خدا بخواهيم روحيّهاى به ما عنايت كند كه گفتههاى قرآن را قبول كنيم .
--> ( 1 ) - / بحارالانوار ، ج 38 ص 193 . ( 2 ) - / بقره ، 216 .