السيد محمد تقي المدرسي
21
يس اسماى حسناى الهى (فارسى)
امروز در محافل و آكادمىهاى علمى ، بحث شبيهسازى مطرح است ؛ كه يك سلّول را از شخصى مىگيرند و در محيط آزمايشگاه ، آن را رشد مىدهند و در نهايت ، به صورت خود آن شخص با همهى خصوصيّاتش در مىآيد ! چطور چنين چيزى ممكن است ؟ چون تمام خصوصيّات او در اين سلّول نوشته شده است . ممكن است اين سلّول از پا گرفته شده باشد ؛ امّا راجع به رنگ چشم هم در آنجا مطلب هست . نظير اين اتّفاق كه مربوط به عالَم طبيعت و خلقت است ، در آيات قرآن هم هست . فرض كنيم يك قرآن پژوه بخواهد « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم » را شرح دهد . در اين صورت كلّ قرآن را شرح خواهد داد . يعنى همه چيز حتّى « وضو » هم در « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » گنجانده شده است . خلاصهى قرآن در نقطهى باى بسم اللَّه نه تنها « بسم اللَّه الرّحمن الرحيم » كه « با » ى به كار رفته در اين آيه نيز دربردارندهى تمام قرآن است ؛ امّا شخصى مثل حضرت علىّبن ابى طالب - / صلوات اللَّه و سلامه عليه - / را مىخواهد تا بتواند كه يك قرآن را از « نقطهى » باى بسم اللَّه استخراج كند . از اين رو قرآن با آنكه در قالب كلمات بشرى ريخته شده است ، اما حسابش از ديگر كتابها جداست . پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد : فَضْلُ الْقُرْآنِ عَلى سائِرِ الْكَلامِ ، كَفَضْلِ اللَّه عَلى خَلْقِهِ « 1 » برترى قرآن نسبت به سخنهاى ديگر ، مانند برترى خدا بر مخلوقاتش مىباشد . با اين توضيحات ، درك اين معنا كه سورهى يس ، قلب قرآن است ، آسانتر مىشود . حال به تفسير سوره مىپردازيم .
--> ( 1 ) - / مستدرك الوسائل ج 4 ، ص 237 ، ح 7 .