السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
67
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)
طرفداران اصالت ماهيّت اين سؤال را مطرح مىكنند كه اصل قلم كدام است ؟ عدمى كه او را محدود مىكند يا وجودى كه اثباتش مىكند به اين معنا كه قلم معدوم بوده و سپس موجود گشته يا موجود بوده و سپس محدود شده است ؟ و درپى آن چنين پاسخ مىدهند : طبيعتاً معدوم بوده و سپس اندك اندك صفت وجود بر آن عارض گذشته است پس قلم در اصل تماماً حدّ بوده است و سپس به اندازه معلومى از حدّ خارج گشته است . در حالى كه طرفداران اصالت وجود معتقدند كه مسأله حدّ مسألهاى صورى و شكلى است ، زيرا ما تنها گمان مىكنيم كه قلم معدوم بوده و گرنه در اصل موجود بوده است . طرفداران اصالت ماهيّت مىگويند : با يك نگاه دقيق پرده از طبيعت ناتوانى وحديت همه پديدههاى هستى بر مىداريم و سادهترين دليل آن اين است كه تحوّلاتى مستمر در نهاد پديدهها جريان دارد ، زيرا تحوّل در طبيعت موجود شدن معدوم نهفته است و از همين رو طرفداران اصالت ماهيّت مىگويند : اشياء در آفرينشى دائمى هستند . « 1 » باد در نظر گرفتن اين طرز تفكّر اعتقاد به اصالت ماهيّت صحيح
--> ( 1 ) - تأكيد بر عنصر زمان در آفرينش پديدهها دليل تحوّل تدريجى آنهاست چنانچه به سبقت عدم بر وجود نيز دلالت دارد و واقعيت آن است كه انديشه بشرى نمىتواند آغاز وجود را تصوّر كند مگر از خلال تحوّلى كه در طبيعت اشياء مىيابد .