السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
68
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)
خواهد بود بدين معنا كه طبيعت شىء ( يا به تعبير ديگر شيئيّت شىء ) برخاسته از حدود و مميّزات آن است و اين كه طبيعت مذكور پس از آن كه حدود و مميّزات خود را دارا شد هستى مىيابد . از آنجا كه حدود ، حقايق ديگرى هستند كه خلق شدهاند و وجود ، گونهاى آفرينش است كه پس از حدود ظهور مىكند لذا فلسفه اسلامى معتقد است كه اشياء در دو مرحله آفريده شدهاند : 1 - مرحله حدود كه خداوند پديدهها را اندازهگيرى كرده و اين مقادير را در لوح محفوظ آن ثبت كرده است و از همين جا براى هر پديدهاى سببى ، حدّى ، خاستگاهى و سرانجامى و . . مقرّر داشته است . 2 - مرحله وجود كه خداوند به پديدهها نور وجود عطا فرموده است . در حديث تعبيرى از اين دو مرحله آمده است ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « خداوند سبحان پديدهها را در ظلمت آفريد و نورى از خود را بر آنها افشاند . » ج - بينش قرآنى : بينش قرآن روشن است ، زيرا اين بينش به ذاتى بودن عدم در پديدهها اعتقاد دارد كه وجود به سبب آفرينش بر آنها عارض شده است . قرآن مىگويد : ( الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ