السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
203
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
نكاح خود . و قطع در ربع دينار و عدم قصاص پدر و مولى در برابر فرزند و عبد . و محروم از ميراث شدن قاتل و موارد ديگر . و يا احاديث قدسى كه پيامبر از زبان خداوند نقل مىكرد : قال اللّه تعالى : انى خلقت عبادى جميعا حنفاء . و قال عز و جل : من تقرب الى شبرا تقربت منه ذراعا و مانند آنها . در اين باره پيامبر مىفرمايد : به من قرآن و مانند قرآن داده شد . مراد آن است كه جبرئيل سنتها را براى او فرودمىآورد . . . « 1 » استدلال ناتمام آية اللّه خوئى در اين باره چنين استدلال مىكند : « . . . از جمله دلايل عدم ذكر صريح نام امير المؤمنين - ع - در قرآن حديث غدير است . و در ادامه صحبت مىگويد : اگر نام امير المؤمنين در قرآن ذكر شده بود نيازى به نصب امام و آن اجتماع بزرگ دربرگيرنده تمام مسلمانان نبود و پيامبر از اظهار مسئله جانشينى امام ترسى به خود راه نمىداد . . . » و بالأخره مىگويد : خصوصا آن كه قضيه غدير در حجة الوداع اتفاق افتاد . يعنى اواخر زندگى پيامبر - ص - و نزول تقريبا تمام قرآن و شيوع آيات آن ميان مسلمين « 2 » . . . » ليكن ما مىتوانيم در استدلال فوق مناقشه كرده بگوئيم منافاتى ندارد كه نام امام در قرآن باشد در عين حال اين نصب در حجة الوداع صورت بگيرد تا مردم بيعت كنند همانطوركه پيامبر در تحت شجره و در عقبه اولى و دومى از مسلمانان بيعت گرفت . علاوه بر آن ممكن است نام امام به دليل و مناسبت ديگرى در قرآن مذكور باشد و اين نصب ، اختصاصا بخاطر وصايت صورت گرفته باشد . و شايد ذكر نام امام در برخى آيات براى بيان مطلب ديگرى باشد دربارهء امام - عليه السلام - حتى مىتوان احتمال داد كه نص مجمل بوده است و اين نصب صورت گرفته است تا كمترين شبهه در نسخ و اجمال آيه پيش نيايد . پندار واهى براى عدهاى خوشايند است كه با استناد به برخى روايات به شيعه نسبت تحريف را
--> ( 1 ) تاويل مختلف الحديث ، ص 313 و 314 . ( 2 ) البيان ، ص 250 .