السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
202
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
گفتيم : آيا اين قرائت نص قرآن است و تنزيل مىباشد ؟ فرمود : نه ، بلكه تأويل است . از معناى آيه : لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً پرسيدم . امام فرمود : پيامبر اكرم - ص - مردم را به ولايت على - ع - خواند . قريش بر او جمع گشته گفتند : اى محمد ! ما را از اين امر معاف دار . پيامبر به آنان گفت : اين امر مربوط به خداوند است و به دستور اوست . قريش او را متهم كردند و از نزدش خارج شدند . خداوند هم اين آيه را نازل كرد : قل انى لا املك لكم ضرا و لا رشدا قل انى لن يجيرنى من الله احد و لن أجد من دونه ملتحدا الا بلاغا من الله و رسالاته ( فى على ) . سؤال كردم : آيا اين قسمت ، تنزيل است ؟ فرمودند : بلى . سپس امام مؤكدا فرمود : و من يعصى الله و رسوله ( فى ولاية على ) . . . » « 1 » . همانطوركه ملاحظه مىكنيم : امام برخى از اضافهها را از باب تطبيق ذكر مىكنند . و بعضى تفسيراتى هستند كه توسط خداوند نازل شدهاند . و هيچيك از اينها به معناى تحريف در قرآن نيست . نزول تفسير از جانب خداوند هم مسئله گران و غير قابل هضمى نيست . وانگهى ابن قتيبه دربارهء خوردن حيوان خانگى صحيفهاى را كه در آن آيات قرآن نگاشته شده بود و زير فرش عايشه بود چنين عذر مىآورد : « و اما ابطال اين آيات - خورده شده - و عدم ذكر آن در قرآن جايز است اين آيات به صورت قرآن نازل شده باشد و بعد تلاوت آن ابطال شده باشد ولى عمل به آن باقى مانده باشد . همانطوركه عمر دربارهء آيه رجم گفت و يا دربارهء ديگر آياتى كه قبل از جمعآورى قرآن جزو قرآن بودند . و بعد از قرآن بيرون باقى ماندند » . اگر جايز باشد كه عمل به آياتى باطل گردد ولى تلاوت آيات باقى بماند عكس آن هم صحيح است . يعنى آياتى تلاوت نشود ولى عمل به آنها باقى بماند . همچنين ممكن است اين موارد به صورت وحى بر پيامبر - ص - نازل شود . كما اين كه چيزهاى زياد ديگرى هم نازل گشت و قرآن نباشد . مانند : حرمت ازدواج با عمه در حالى كه انسان با برادرزادهء آن زن ازدواج كرده است يا حرمت ازدواج با خاله با داشتن خواهرزاده آن زن در حباله
--> ( 1 ) البرهان / بحرانى ج 4 ، ص 392 به نقل از : كلينى .