السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
146
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
اما توجيه طحاوى را هم سودمند نمىدانيم . طحاوى مدعى است كه : آنچه بر پيامبر اكرم - ص - نازل گشت با يك لهجه و لغت بود ، ليكن پيامبر - ص - بر مردم - بر حسب ضرورت - آسان گرفت . و اجازه داد قرآن را به هفت لهجه بخوانند « 1 » اين توجيه مىگويد : پيامبر حقيقت واحدى را كه بر حضرتش نازل گشته بود ، در اختيار مردم به شكلى قرار داد تا امر بر آنان مشتبه گردد و حقيقت مشوب شود . و حتى ماجراى عمر و هشام - كه قبلا گذشت - آن را تكذيب مىكند . اين توجيه هم كه : هنگامى كه پيامبر به شخصى از غير قريش قرآن را تعليم مىداد هشام آن را شنيد و اين قرائت را حفظ كرد درست نمىباشد . چون كه هشام كه به اختلاف لهجه آشنا بود بايستى قرآن را به لهجه خود برگرداند . بخصوص اگر نمىتوانست با لهجه ديگرى بخواند يا بر وى سخت بود - چنان كه ادعا مىشود - وانگهى مواردى كه در روايات آمده است از قبيل ، هلم ، تعال ، اقبل و مانند آن اين احتمال را هم دفع مىكند . و تا جايى به اختلاف لهجهها اجازه مىدهد - به فرض صحت روايات - كه كلمات مختلف نگردند . و كسى در خواندن كلمات دچار عسر و حرج نگردد . اگر چه معناى كلمات را در نيابد نهايتا ، تمام اينها صرفا احتمالاتى مىباشند كه هيچگونه دليل و مؤيدى ندارند . نسخ شش حرف ( لهجه ) در پايان اين فصل به ادعاى طحاوى ، طبرى ، جزرى و قطان درباره نسخ شش لهجه و بقاى يك لهجه اشاره مىكنيم . ادعا چنين است : چون كه امت بر حرف واحد توسط عثمان - كه به تعبير خودشان معصوم از ضلالت است - جمع شدند باقى لهجهها از ميان رفت ، يعنى به دليل از ميان رفتن عذر ، امكان حفظ ، گسترش ضبط و تعلم قرائت و كتابت ، تنها يك قرائت توسط عثمان ابقا شد و باقى لهجهها از ميان برده شد و نسخ گرديد . مردم نيز از امام خود عثمان در اين مورد تبعيت كردند و نظر مشفقانه او را به كار بستند نظرى كه به سود همه امت بود . عثمان با اين روش ريشه فتنه را خشك كرد و قرآن را از هر رخنهء ناخوشايندى از قبيل تحريف و زيادى در آيات حفظ كرد « 2 » .
--> ( 1 ) مشكل الآثار ، ج 4 ، ص 190 . ( 2 ) رك : تاريخ القرآن آبيارى ، ص 143 . مباحث فى علوم القرآن قطان ، ص 131 ، 133 و 164 به نقل