السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

107

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

عثمان تاختند - در حالى كه زيد از عثمان دفاع مىكرد . - يكى از شورش گران به زيد گفت : چرا از عثمان دفاع نكنى ؟ ! هيچ‌كس از خزرج به اندازهء تو داراى نخل نيست . زيد گفت : اين درختان را از دارايى خود خريدم . و امامان من ، عمر و عثمان به من به اقطاع دادند . آن مرد گفت : عمر به تو بيست هزار دينار داد . زيد در پاسخ گفت : نه ، اما عمر مرا جانشين خود در مدينه مىساخت و به خدا در هر بازگشتى به من باغى از نخل به عنوان اقطاع مىداد « 1 » و جانشينى زيد در مدينه هنگام سفرهاى عمر معروف است « 2 » . همچنين عثمان ، زمانى به زيد يك‌صد هزار دينار - در يك بخشش - عطا كرد « 3 » ميراث زيد در حدى بود كه طلا و نقره‌هاى به ارث گذاشته شده با « تبر » خرد مىشد ! و اموال و زمينهاى باقى مانده به صدهزار دينار تخمين زده شد « 4 » . زيد مورد توجه كامل عمر بود ، وى علاوه بر جانشينى از طرف عمر در مدينه ، اقطاع گرفتن باغهاى نخل ، كاتب « 5 » عمر و قاضى وى بود و حقوق معينى هم دريافت مىداشت « 6 » . در اينجا كافى است به عبارات ابن سعد و ابن عساكر توجه كنيد : « عمر زيد را در هر سفر جانشين خودش قرار مىداد و كمتر سفرى بود كه زيد در آن به جانشينى انتخاب نشود همچنين عمر مردم را به شهرها فرستاده آنها را از فتواى به رأى منع مىكرد . و زيد را نزد خود نگاه مىداشت . تا آنجا كه مىگويد : عمر مىگفت :

--> ص 430 . ( چاپ دار المعارف ) . ( 1 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 451 و 450 سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 434 . و در حاشيه همان كتاب به نقل از : اخبار القضاة ، ج 1 ، ص 108 و الاصابة ، ج 1 ، ص 562 . ( 2 ) غير از منابع قبلى رك : تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 31 . الاصابة ، ج 1 ، ص 562 . الاستيعاب ، در حاشيه الإصابة ، ج 1 ، ص 553 و 552 البداية و النهاية ، ج 7 ، ص 347 . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 54 ، سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 427 و 434 . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 450 . تهذيب الاسماء ، ج 1 ، ص 201 و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 222 . ( 3 ) انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 38 و 52 و الغدير ، ج 8 ، ص 292 و 286 . ( 4 ) الغدير ، ج 8 ، ص 284 . به نقل از : مروج الذهب ، ج 1 ، ص 434 . ( 5 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 448 . به امر كاتب بودن زيد در المعارف ، ص 260 اشاره مىكند : ( 6 ) طبقات ابن سعد ، ج 2 ، بخش 2 ، ص 115 و 116 . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 451 تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 32 . و سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 435 .