السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

108

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

اهل بلد - مدينه - به زيد احتياج دارند به خاطر آنچه كه نزد وى يافت مىشود و وى براى مردم چيزهايى مىگويد كه نزد ديگران يافت نمىگردد « 1 » و عمر و عثمان هيچ‌كس را در قضاوت ، افتا ، فرائض و قرائت بر زيد مقدم نمىداشتند « 2 » زيد همچنان در زمان معاويه صاحب ديوان مدينه بود . « ابن قتيبه » دربارهء عبد الملك بن مروان - متولد سال 24 هجرى مىگويد : معاويه وى را جاى زيد بن ثابت بر ديوان منصوب كرد . در اين زمان عبد الملك شانزده‌ساله بود « 3 » عبد الملك بن مروان هم پيرو گفتار و عمل زيد بود « 4 » امّا پدر عبد الملك يعنى مروان آن‌قدر براى زيد احترام قائل بود كه روزى زيد را به مجلسى خواست ، و در پس پرده ، گروهى كاتب ، پنهان كرد . مروان شروع به پرسش كرد و پاسخهاى زيد را كاتبان مىنوشتند ، تا آن كه زيد متوجه آنان گرديده به مروان گفت : مرا معذور دار . آنچه مىگويم اجتهاد به رأى است « 5 » و يا مردم نزد وى آمدند و شروع به پرسش كردند هر چه زيد پاسخ مىداد پاسخها را مىنوشتند . پس از آن كه زيد را بر اين كارآگاه كردند گفت : چه بسا آنچه را گفته‌ام خطا باشد ؛ زيرا من اجتهاد شخصى كرده‌ام و رأى خود را گفته‌ام « 6 » . با وجود اعتراف زيد به اجتهاد به رأى وى - كه مورد تأييد حكام بودند - چنان قبول عام يافته بودند كه سعيد بن مسيب مىگويد : « فتوايى از وى كه مورد عمل قرار نگرفته باشد نمىشناسم . و آراء وى در شرق و غرب مجمع عليها است » « 7 » . * * *

--> ( 1 ) رك : تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 450 . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، بخش 2 ، ص 116 و 117 . كنز العمال ، ج 16 ، ص 7 . حياة الصحابة ، ج 3 ، ص 218 . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 434 . ( 2 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 450 . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، بخش 2 ، ص 115 . تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 32 . كنز العمال ، ج 16 ، ص 6 و سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 434 . ( 3 ) المعارف ، ص 355 . ( 4 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 452 . ( 5 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 452 ، طبقات ابن سعد ، ج 2 ، بخش 2 ، ص 116 و سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 438 و در حاشيه همان كتاب به نقل از : طبرانى . ( 6 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 452 . ( 7 ) تهذيب تاريخ دمشق ، ج 5 ، ص 451 و طبقات ابن سعد ، ج 2 ، بخش 2 ، ص 116 .