الشيخ حسين المظاهري

39

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

انّا عرضنا الامانه على السّماوات و الارض و الجبال فأبين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انّه كان ظلوماً جهولًا . ) 6 ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، از تحمّل آن سر باز زدند و از آن ترسيدند . انسان ، آن امانت ، بر دوش گرفت ، كه او ستمكار و نادان بود . ظاهراً مقصود از امانت ، همان قلبى است كه عرش رحمان است ، و اين درجه براى انسان ، شريفترين و بالاترين همهء درجات است . از همين رو خداوند در آخر آيه ، از او چنين ياد مىكند كه : ( انه كان ظلوماً جهولًا ) امّا اينكه انسان ظلوم است ، از آن روست كه او ارزش خويش را نمى شناسد و از منزلت خود بهره نمى برد . و امّا اينكه جهول است ، از آن روست كه ارزش امانتى را كه نزد اوست و او را به مقام لقاءاللّه با مراتب آن مى رساند ، نمى داند . اين نمونه اى از والايى مرتبه ، ارزش و منزلت انسان بود . فروشدن به جزييات بيشتر ، ما را از چارچوب اين علم به موضوع ديگرى مى كشاند . پيرامون آنچه با اين مقام در ارتباط است ، بايد بگوييم كه انسان با تحمّل سختيها و پرورش دادن خويش ، مىتواند به اين منزلتها دست يازد . خداوند مى فرمايد : ( فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرّه اعينٍ جزاءً بما كانوا يعملون . ) 7 و هيچ كس از آن مايه شادمانى خبر ندارد كه به پاداش كارهايى كه مى كرده برايش اندوخته شده است . چرا انسان آفريده شده است ؟ اين پرسش نيز از پرسشهاى دشوارى است كه جنجالى برانگيخته ، ولى قرآن در ضمن آياتى ، پاسخ اين پرسش را مىدهد و ما تنها به بيان شمارى از اين آيات بسنده مى كنيم . قرآن مى گويد كه عالم وجود خواه تكوينى يا تشريعى براى