الشيخ حسين المظاهري

335

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

كسى هستم كه مرا برگزيند و فرمانبر كسى هستم كه مرا فرمان برد . هيچ كس نيست كه مرا دوست داشته باشد و من از يقين دل او آگاه يابم ، مگر آنكه او را براى خود بپذيرم وچنان دوستش بدارم كه هيچ كس بر او پيشى نگيرد ، هر كه به حق ، مرا بطلبد ، مرا مى يابد و هر كه ، جز مرا بطلبد ، مرا نيابد . پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : " بكى شعب من حبّ الله عزّوجلّ حتى عمى فرد الله عزّوجلّ عليه بصره ، ثم بكى حتى عمى فرّد الله عليه بصره ، فلمّا كانت الرابعه أوحى الله اليه يا شعيب الى متى يكون هذا ؟ ابداً منك ؟ ان يكن هذا خوفاً من النار فقد اجرتك ، و ان يكن شوقاً ان الجنّه فقد ابحتك . فقال : الهى و سيدى انت تعلم انى ما بكيت خوفاً من نارك و لا شوقاً الى جنّتك و لكن عقد حبّك على قلبى فلست اصبر او اراك ، فاوحى الله جل جلاله اليه امّا اذا كان هذا هكذا فمن أجل هذا ساخدمك كليمى موسى بن عمران . " 371 شعيب از محبّت الهى آنقدر گريست كه كور شد و خدا بينايى او را به وى بازگرداند ، باز آنقدر گريست كه كور شد و باز خدا بينايى او را به دو باز گرداند ، پس چون بار چهارم شد ، خداوند به او وحى كرد كه اى شعيب ! تا كى چنين خواهد بود ؟ آيا اين كار چاره اى دارد ؟ اگر از ترس آتش چنين مى كنى من تو را رهانيدم و اگر از اشتياق بهشت است ، آن رابه تو بخشيدم . عرض كرد : اى خداى من و سرورم ! تو مى دانى كه من نه از ترس آتشت گريستم و نه از شوق بهشتت ، ليكن محبّت تو به دل من گره خورده است و نمى توانم شكيبايى ورزم مگر آنكه تو را ببينم . خداوند جل جلاله به او وحى كرد كه اگر مسئله چنين است ، به سبب همين ، همسخن خود ، موسى بن عمران را به خدمت تو در مى آورم .