الشيخ حسين المظاهري

293

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

باشند ، نسبت به فرزندانشان ، اين گونه پليديهاى اخلاقى را به كارنمى برند ؟ آيا چنين نيست كه برادر مهربان ، غيبت برادر خود را نمى كند و اگر كسى نزد او به غيبت برادرش بپردازد ، او را از اين كار باز مى دارد ؟ آيا چنين نيست كه فرزند مهربان ، پيوسته در انديشه شاد كردن پدر و مادرش است ؟ آيا چنين نيست كه يك همسر شايسته ، حاضر نيست به معايب همسر خويش گوش فرا دهد و مى كوشد آنها را توجيه كند يا بپوشاند . اگر چنين محبّتى ، چونان خون در رگ ، در جامعه جريان پيدا كند ، بيشترتباهيها را سامان خواهد داد و بيشتر پلشتى ها به ويژه پلشتى هاى سخت را از ميان خواهد برد . و مى توان گفت كه بيشتر ناهنجاريها به هنجار و پليديها به فضايلى همچون ايثار ، گذشت و عفو ، بدل خواهد شد ، تا جايى كه شخص با محبّت ، در جامعهء خود ، جز فضيلت نخواهد يافت . گفته مىشود كه ليلى عامريه ، خوراكى فراهم كرد و براى اداى نذرى ، فقرا را به خوردن آن فرا خواند . . مجنون نيز ظرف خويش فرستاد تا ليلى در آن طعامى بريزد . همين كه ليلى دانست اين ظرف قيس است ، آن را شكست و هنگامى كه قيس از اين كار آگاه شد ، از شادى به رقص افتاد گفت : اگر ليلى به كسى جز من ميل داشت ، ظرف مرا نمى شكست . از همين رو ، در اسلام ، چنين پيداست كه هر آنچه كه موجب افزايش محبّت گردد ، مورد تشويق فراوان قرار گرفته است و هر آنچه از محبّت بكاهد ، موكّداً ممنوع گشته است . آيا چنين نيست كه اسلام مى فرمايد : هر كه صبح كند در حالى كه به امور مسلمانان نپردازد ، مسلمان نيست ؟ آيا چنين نيست كه در سورهء ماعون ، اسلام هر كس كه از دادن ماعون سرباز زند ، از او ستانده شده است ؟ در قرآن ، ماعون ، به معناى هر عمل و هر چيزى است كه به شخص محتاج داده مىشود و حاجتى از حوايج زندگى او را برآورد ، گفته مىشود . قرآن مى فرمايد :