الشيخ حسين المظاهري
283
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
و بار ديگر مى گفتند كه ما به سرزمينى مقدّسى كه خدا دستور داده است پاى نخواهيم نهاد ، تا اينكه آن سرزمين از دشمن خالى شود . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( يا قوم ادخلوا الارض المقدّسه . . . قالوا يا موسي انّا لن ندخلها ابداً ماداموا فيها فاذهب انت و ربّك فقاتلا انّا ههنا قاعدون . ) 232 اى قوم من ! به سرزمين مقدّس در آييد . . . گفتند : اى موسى ! تا وقتى كه جبّاران در آنجايند ، هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد . تو و خدايت برويد با آنها بجنگيد و ما اينجا مى نشينيم . و بار سوم ، هنگامى كه موسى دستور داد كه سجده كنان از دروازه وارد شوند و از خداى آمرزش طلبند ، آنها موسى و حتى خداى او را به مسخره گرفتند . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( و اذ قلنا ادخلوا هذه القريه فكلوا منها حيث شئتم دغداً و ادخلوا الباب سجّداً و قولوا حطّه نغفر لكم خطاياكم و سنزيد المحسنين فبدل الّذين ظلموا قولا غير الّذي قيل لهم . ) 233 و به ياد آريد آن زمان را كه به شما گفتيم : به اين قريه درآييد و از نعمتهاى آن هر چه و هر جا كه خواسته باشيد ، به فراوانى بخوريد ، ولى سجده كنان از دروازه داخل شويد و بگوييد ، بار خدايا ، گناه از ما فرو نه ، تا خطاهاى شما را بيامرزيم و به پاداش نيكوكاران بيفزاييم ، اما ستمكاران ، آن سخن را تغيير دادند . پس آنها ، چهل سال در وادى سرگشتگى ، محبوس ماندند . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( قال فانّها محرّمه عليهم اربعين سنهً يتيهون في الارض فلا تأس علي القوم الفاسقين . ) خدا گفت : ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال ، بر ايشان حرام شد و در آن بيابان ، سرگردان خواهند ماند ، پس براى اين تبهكاران اندوه مخور .