الشيخ حسين المظاهري
252
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
است كه وجود آن ناياب تر از گوگرد سرخ است . چنين نيست كه هر كه ادعا كرد استاد است ، يا به استادى شهرت يافت ، شايستگى استادى داشته باشد . چه بسا استادى كه موجب انحراف ژرف شاگرد گردد . استاد بايد شرايطى داشته باشد كه از وجود آنها ناگزير است : الف ) دانش و تخصّص ، به گونه اى كه نزد اهل آن علم ، شهرت يافته باشد كه معلّمى كاركشته است . پس نادان غير متخصص ، يا كوتاهى مىكند يا زياده روى و در نهايت ، پشت آدمى را مى شكند و موجب انحراف ميگردد ب ) عقل و كياست ؛ زيرا هركه خرد و زيركى نداشته باشد ، موجب انحراف مىشود و چه بسا استاد به دور از ذكاوتى كه شاگرد را به پرتگاه كشد . بدين ترتيب ، يافتن خردمند زيرك ، دشوار تر از يافتن عالم متخصّص است . ج ) رسيدن به لقا ، يا دست كم ، رسيدن از توبه و تخليه به تحليه و هر كه از توبه و يقظه ، عبور نكند ، كور است . پس چگونه ممكن است كورى ، عصاكش كورى دگر شود . هر كه خويش را پاك نسازد ، اسير پلشتيها خواهد بود و چنين كسى چگونه خواهد توانست ديگرى را از اسارت برهاند . اينها شرايط عمده اى بود كه بيان شد و به هر روى ، يافتن استاد ، به غايت دشوار است . لذا توصيهءما ، آن است كه استادى عمومى برگزيده شود نه استادى گزينشى و خصوصى ، زيرا گفتگو و بحث و مطالعه و شركت در مجالس عمومى لازم است ، پس هر چه را به تمام نتوان فرو گرفت ، به تمام هم فرو گذار نتوان كرد و آنچه را دستيابى بدان آسان است ، نبايد به سبب آنچه دستيابى بدان دشوار است ، رها كرد . اين در حالى است كه افزايش تقاضا در زمان ما سپاس خداى را به سبب عرضه و فراوانى شاگردان و كاهش اساتيد ، موجب مى گردد كه شاگرد به استاد عمومى و مجالس عمومى بسنده كند . هر كه اهل سيرو سلوك باشد و آمادهء آن گردد ، بايد رهنمودهاى كلّى را از