الشيخ حسين المظاهري
251
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
جاء الليل قال مثل ذلك . " 150 روز ، هنگامى كه بيايد مى گويد ، اى آدميزاد ! در اين روز نيكى كن تا در روز قيامت نزد خدايت به سودت گواهى دهم ، كه من در گذشته پيش تو نيامده ام و در آينده نيز نخواهم آمد ، و هر گاه شب آيد نيز چنين گويد : مراقبت به وسيله استاد هيچ ترديدى در اين نيست كه وجود استاد در هر علم و فنّى ضرورى است ، به ويژه در اين علم كه دربردارندهء ظرايف و دقايق فراوان است و عدم تعادل در آن ، اگربه قدر مويى به افراط و تفريط بيانجامد ، سبب ساز گمراهى خواهد گشت . راز اين سخن ، در آن نهفته كه اين مقوله ، به علاوهء آنكه يك علم است به استاد و رهنمودها و سفارشهاى كلّى و جزئى او نيز نيازمند است . نفوذ استاد در جانها ، به ويژه جانهاى ضعيفتر ، از امور غير قابل انكار است ، زيرا شاگرد خود را در برابر استاد ضعيف و خُرد مى بيند و او را عظيم و نيرومند و از همين روى ، ناخودآگاه از او اثر مى پذيرد . چه ، معنويت استاد ، موجب تأثير در رفتار و گفتار مى گردد و حتى استاد در حركات و نوع سخن گفتن شاگرد ، اثر مى گذارد ، ديگر چه رسد به قلب او . استادى كه اهل عمل باشد و خويش را پاك و دلش را پاكيزه گردانيده باشد ، همان عمل او دعوتگرى به سوى خدا و پاكسازى نفس و تطهير آن و سرشتينه كردن آن به اخلاق الهى است . سوگند به آن كه ، جان من در يدِقدرت اوست ، اگر كسى بگويد سزاست كه آدمى عمر خويش را صرف يافتن استادى كند تا تنها چند روز از او بهره برد ، سخن به نيكى گفته است چه ، تنها يك سخن استاد ، براى جانهاى آماده ، سعادت هر دو سراى را فراهم آوَرَد . آنچه شايستهءتوجه است و امرى مهم به شمار مى آيد و حتّى اهميت آن از استاد هم بيشتر خواهد بود اين است كه گزينش استاد ، مسئله اى به غايت دشوار