الشيخ حسين المظاهري
202
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
بگو هركس به طريقهء خويش عمل مىكند . 4 . شرح صدر يعنى توانايى حلّ مشكلات و تحمّل آنها و شكيب بر مصايب و بلايا و نوميد نشدن ، حتى به هنگام نيافتن راه مشخّص است . اين شرايط در اين جايگاه ، بسيار اساسى است ، چون ، اين راه ، پيمودن دريايى ژرف است كه بسيارى خلايق در آن غرقه شده اند و خيز آبهايى پياپى و جزرو مدّهايى عظيم دارد ، و آدمى در آن ، گاهى كامياب مىشود و گام به گام و حتى منزل به منزل جلو مى رود و گاه نيز عقب نشينى مىكند و به سقوط كشيده مىشود و گاهى زمانى بسيار در ايستايى به سر مى برد و آنچه امكان مقاومت و پايايى به دو مىدهد ، همان شرح صدر و نااميد نشدن است . 5 . سالك در اين راه ، ناگزير بايد از فرورفتن در خواسته هاى نفسانى ، خويشتن دارى كند و در غير اين صورت ، خطرى بزرگ در سر راه او نهفته است ، اگر چه به حدّ اتراف و اسراف و تبذير هم نرسيده باشد . چكيدهء سخن اينكه ، فرورفتن در خواسته ها و پيروى از گرايشهاى نفسانى ، گاهى به حدّ اسراف ، به تبذير و اتراف منجر مىشود كه از محرّمات است و درنگاه قرآن ، عذابى دردناك را در دنيا و آخرت در پى دارد . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( و ما ارسلنا في قريه من نذيرٍ الّا قال مترفوها انّا بما ارسلتم به كافرون . ) 10 و ما هيچ بيم دهند ه اى به قريه اى نفرستاديم ، جز آنكه توانگران عياشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستاده اند ايمان نمى آوريم . مترف ، يعنى ، عياش مغرورى كه براى زندگى مفهومى قائل نيست مگر زندگى دنيوى ، و سعادتى نمى بيند مگر وسيع تر كردن نعمتهاى دنيوى ، اعمّ از ثروت و رياست و قدرت . گاهى به اين حد نمى رسد و باز نكوهيده است ، چون موجب شكست و سستى در عبادات مى گردد ، ديگر چه رسد به سيرو سلوك در راه حق و پيمودن منزل تخليه و تحليه . هر كه بخواهد اين راه را بپيمايد ، ناگزير