الشيخ حسين المظاهري

114

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

فايده دوم : خاستگاه همهء اعمال ، ملكات و هويات است . اشكالى در اين نيست كه خاستگاه اعمال ، اعم از كردار وگفتار و بلكه خاستگاه افكار ، همان هويات و ملكات است . خداوند مى فرمايد : ( قل كلّ يعمل علي شاكلته ) 161 بگو : هر كس به نيت خويش عمل مىكند . پس انسان بى باك ، هراسى از اين ندارد كه سخن به حق بگويد و قدم به حق بردارد . و بسيارى اوقات ، گفتار ، رفتار و انديشهء او بدون توجّه خود او از همين ملكه بر مى خيزد ، چنان كه انسان ترسو از همه چيز مى ترسد ، چه رسد به آنكه در برابر دشمن ، قامت راست كند يا سخن به حق بگويد يا گام در راه حق بردارد و به هر روى ، ترس بر همه رفتار و گفتار و انديشه هاى او سايه گسترده است . بيشتر گفتار ، كردار و انديشه هاى انسان بى باك ، او را به خطر مى افكند و او بدون در ميان بودن انگيزه اى عقلايى به خطر مى افتد . و بر همين قياس است ديگر ملكات ، به ويژه ملكات‌ِرسوخ يافته در نفس . گويى آدمى توان آن را ندارد كه بر خلاف اين ملكات و هويات گامى بردارد و بى آنكه خود بداند ، بر اساس آنها عمل مىكند و پيمودن راهى جز آن ، به رنج فراوان نيازمند است . پس براى انسانى بخشنده ، گواراترين لذّت آن است كه مال خويش را انفاق كند و ديگران را شاد گرداند ، چنان كه سخت ترين امور براى انسان خسيس ، آن است كه زكات مال خويش را بپردازد با آنكه مىداند خداوند دربارهء زكات فرموده است : ( و اتوهم من مال اللّه الّذي اتاكم . ) 162 و از آن مال كه خدا به شما ارزانى داشته است به آنان بدهيد . ( و الّذين يكنزون الذّهب والفضّه و لا ينفقونها في سبيل اللّه فبشّرهم بعذاب‌ٍاليمٍ . يوم يحمي عليها في نار جهنّم فتكوي بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون . ) 163 و كسانى را كه زر و سيم مى اندوزند و در راه خدا انفاقش نمى كنند ، به