الشيخ حسين المظاهري

101

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

آتش تو قصد مردم مىكند * نار كز وى زاد بر تو مى زند آن سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گشت مى گيرد دمت 119 اينها همه تجسّم است به مفهوم نخست ، اما تجسّم به مفهوم دوم همان است كه در عرف ، مكافات و جزا خوانده مىشود ، و چه نيكو سروده است شاعر : چو بد كردى مشو ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات و نزد اهل تحقيق ، آثار قهريه ناميده مىشود ، و چه نيكو سروده است شاعر : اين جهان كوه است و فعل ما ندا * سوى ما آيد نداها را صدا چنان كه نزد اهل دل ، تجسّم ناميده مىشود و ما پيشتر آن را بيان داشته ايم و ظاهر آيات و روايات نيز بر همين مفهوم دلالت مىكند . از جمله اين آيات است : ( ذلك بأن‌ّاللّه لم يك مغيّراًنعمه‌ًانعمها علي قوم حتي يغيّروا ما بأنفسهم و انّ اللّه سميع عليم . ) 120 زيرا خدا نعمتى را كه به قومى ارزانى داشته است ، دگرگون نسازد ، تا آن قوم ، خود آن را دگرگون سازند و خدا شنوا و داناست . ( فلمّا انجاهم اذا هم يبغون في الارض به غير الحقّ يا ايّها النّاس انّما بغيكم علي انفسكم متاع الحيوه الدّنيا ثم‌ّالينا مرجعكم فننبّئكم بما كنتم تعملون . ) 121 چون خدا آنها را برهاند ، بينى كه در زمين به ناحق سركشى كنند ، اى مردم ! اين سركشى به زيان خودتان است . تمتعى است در اين زندگى دنيوى ، آنگاه همه به نزد ما باز مى گرديد تا از كارهايى كه كرده ايد آگاهتان سازيم . ( و لا يزال الّذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعه او تحل‌ّقريبا من دارهم حتّي يأتي وعد اللّه ان‌ّاللّه لا يخلف الميعاد . ) 122