الشيخ حسين المظاهري

52

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

سخنرانى مىكند ، عليه اسلام ، عليه نظام ؛ كتاب مى نويسد ، عليه اسلام . كسى با او كار ندارد ، او با جامعه كا دارد . او با انسانيت كار دارد . اگر هم با او كار داشته باشند و سر به سرش بگذارند ، لج مىكند و سگ هار اگر لج كند ، مثل يك گرگ مىشود در گله . پيغمبر اكرم ( ص ) مى فرمايند : اى عالم فاسق در جامعه باشد ، مانند گرگى است كه در گله افتاده باشد . بارها و بارها استاد بزرگوار ماحضرت امام ( ره ) - به ما سفارش مى كردند و به ما مى گفتند كه اين دعا را بخوانيد دعا از امام سجاد ( ع ) در صحيفه سجاديه است . مى فرمايد « اللّهُمَّ ان كانَ عُمرى مَرتَعاً لِلش‌َّيطانِ فَاقبِضنى الَيكَ سَريعاً » « 1 » ؛ يعنى خدايا ! اگر بناست كه عمر من چراگاه شيطان باشد ، من را زودتر بميران ! حضرت امام مى فرمودند : دعا كنيد و بگوييد كه خدايا ! اگر قرار است رياست من چراگاه شيطان باشد ، من را به اين رياست نرسان . گوشه هجره بميرم ، بهتر است . اگر بنا باشد كه مال ، علم و عمر انسان چراگاه شياطين باشد ، وقتى در فقر ، انزوا و يا در جوانى بميرد ، اين از الطاف خفيه خداست . در همان قضيه حضرت موسى و حضرت خضر هم اشاره اى به اين نكته شده است . اگر واقعاً يك جوانى بنا باشد كه نه فقط پدر و مادرش را ، بلكه جامعه را فاسق كند ، اگر بميرد ، خيلى بهتر است . حضرت خضر فرمود : بميرد خيلى بهتر است . حضرت خضر فرمود از الطاف خفيه خدا اين كه بچه را من از پدر و مادر گرفتم ، براى اينكه اگر بزرگ مى شد ، فاسق مى شد . حضرت امام ( ره ) مى فرمودند : اين چند آيه اى كه مربوط است به حضرت خضر و موسى ، يك دنيا علم است . مسأله جبر و تفويض و مسأله قضا و قدر به آن مشكلى را به خوبى حل كرده است نكته هاى دقيقى در اين چند آيه نهفته است . از الطاف خفيه خدا اين است كه كسى كه بناست بزرگ بشود و فاسق بشود ، در همان كودكى و در همان جوانى بميرد . اين از الطاف خفيه خداست ، هم براى خودش ، هم براى پدر و مادرش ، هم براى اجتماع . از الطاف خفيه خدا اين است كه اگر بنا شد طلبه اى بزرگ

--> ( 1 ) - محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج 73 ، ص 61