الشيخ حسين المظاهري

24

جبهه و جهاد اكبر (فارسى)

نكرد مجبور به پذيرفتن نيستم ! يا مثلًا بگوئيم به حرف آنان عمل مىكنم ولى ، اما و . . نظر خودمان چيز ديگرى است ) فَلا وَ رَبّكَ لا يُؤمِنُونَ حَتّي يُحَكّمُوكَ فيما شَجَرَ بَينَهُم ثُمَّ لا يَجِدُوا في انفُسِهِم حَرَجاً مِمّا قَضَيتَ وَ يُسَلّمُوا تَسليماً ( نساء / 65 ) نه چنين است ، قسم بخداى تو اينان به حقيقت اهل ايمان نمىشوند ، مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آنگاه به هر حكمى كه ( به سود و زيان آنها ) بكنى - هيچگونه اعتراضى در دل نداشته و كاملًا از دل و جان تسليم فرمان تو باشند ، آيه مربوط به پيغمبر ( ص ) است ، ليكن وقتى در نظام نگاه كنيم حكم جارى است ، يعنى در اوامر امام هم اين حكم صدق پيدا مىكند و امر كسى را هم كه امام تعيين فرموده اينچنين است ، همينطور است در تمام نظام اسلام حكم يك حكم واحد است يعنى مخالفت حرام ، اطاعت واجب . گاهى رسول خدا ( ص ) جوان كم‌سن و سالى را به فرماندهى منصوب مىكرد ، پيرمردها و جاهلان اعتراض مىكردند ، كه چرا فرماندهى از آن ما نباشد پيغمبر آنها را ساكت مىكرد و همه را امر به اطاعت جوان مىفرمود . پيغمبر ( ص ) در هنگام رحلت لشگرى را براى جنگ آماده كردند و اسامه بن زيد را كه يك جوان سياه بود بعنوان فرمانده انتخاب نمودند بعضيها تخلف كردند و از فرمانده اطاعت نكردند ، به پيغمبر ( ص ) خبر رسيد كه اينها از فرمانده متابعت نمىكنند ، حضرت جمله‌اى فرمود كه بايد همه ى نيروهاى نظامى اسلام اعم از سپاه ، ارتش ، بسيج و . . . همواره اين فرمايش حضرت را متوجه باشند . جمله اينست : مَن تَخَلَّفَ عَن جَيشِ الاسامَةِ فَعَلَيهِ لَعنَهُ اللهِ ، يعنى هر كسى كه از فرماندهى تخلف و تخطى كند لعنت خداوند بر او باد . البته هر گاه كه فرمانده واقعاً لياقت نداشته باشد بايد عزل شود ، ولى تا هنگاميكه فرمانده است اطاعت لازم و واجب است .