الشيخ حسين المظاهري
65
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)
زاهد آن است كه بند حبّ رياست اورا مهار نكرده باشد نه آنكه رياست نداشته باشد . زاهد آن فردى است كه بندها را گسسته باشد تا هنگام مرگ بتواند از اين دنيا برود ، بدون اينكه علاقه اى او را منحرف كند . درباره ى مرحوم ملّا احمد نراقى صاحب السعادة ، اين فقيه بزرگوار و معلّم علم اخلاق گفته شده است كه درويشى اين كتاب معراج السعاده را ديده و باب زهد آن را مطالعه كرده و نفهميده بود . او كه فريفته ى مرحوم نراقى شده بود از راه دور به كاشان آمد . مرحوم محقق نراقى عليه الرحمه از فقهاى بزرگى بود كه حتّى شيخ انصارى عليه الرحمه از شاگردان ايشان بوده است كه مقدارى پيش ايشان شاگردى كرد و حوزه اى در كاشان داشت . در كاشان ايشان وجهه اى داشتند . از نظر تمكّن ، قدرت و رياست ايشان يك مرجعيّتى داشتند . اين آقاى درويش وقتى آمد ، ديد كه اين تشكيلات با زهد و درويشى هماهنگ نميآيد چرا كه يك مكنت ، دستگاه ورياستى دارد ، پس مات و مبهوت شده و نتوانسته بود هماهنگى بين مبحث زهد نوشته شده در معراج السعادة ، و اين تشكيلات را بيابد . چند روز گذشت ، دلش مى خواست بگويد امّا خجالت مى كشيد ، و بالاخره نگفت . امّا مرحوم نراقى كه فرد عالمى است ، همان ساعت اول حس كرد كه او چه مشكلى دارد . روز سوم كه اين درويش مى خواست برود ، مرحوم نراقى گفت كجا مى خواهى به روى ؟ گفت : مى خواهم به كربلا بروم . ايشان گفت من هم مى آيم . اين درويش تعجّب كرد و گفت