الشيخ حسين المظاهري
40
عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)
موجود مرده گوش شنوا ندارد ، چشم حق بين ندارد ، دل حق فهم ندارد . براى خاطر همين غلبه بعد حيوانى از هر ميكروب سرطانى ، از هر سگ و گرگ درنده اى پست تر و زيانباتر مىشود . شما اگر مطالعه اى در تاريخ جوامع بشرى از زمان حضرت آدم تا به الان بكنيد ، مى بينيد كارهايى كه از اين انسانهاى ناپاك سر مى زند از هيچ گرگ و سگ درنده اى سر نمى زند . قابيل برادرش هابيل را بيگناه ميكشد . اين نخستين جنايتى است كه واقع شده . برادران يوسف ، يوسف را مى خواهند بكشند و بعد آن برادرشان التماس مىكند ، او را درچاه مى اندازند . كم كم قدرت پيدا مىكند ، بمب اتمى مى سازد و با انفجار آن صدها هزار نفر بى گناه را به خاك و خون مى كشاند ، چرا ؟ او رياست مى خواهد ، وقتى هم كه سفينه فضايى ساخته و به اوج آسمان بالا مى رود و در اين انديشه است كه آنجا مىشود پايگاه نظامى درست كرد يا نه . اين شيوه انسان گمراه است . انسان سعيد است يا شقى لذا در پاسخ اين سوال كه اين انسان سعيد است يا شقى ، اختلاف نظر عجيبى در ميان فلاسفه مشاهده مىشود . اين اختلاف نظر در ميان فلاسفه قبل از ميلاد مسيح نيز بوده كه آيا اين انسان ، سعيد بالفطره است يا شقى بالفطره ؟ آنچه ما از قرآن استفاده مى كنيم اين است كه بايد قائل به تفكيك بشويم . يعنى اين انسان از نظر روح سعيد بالفطره است ، جنبه ملكوتى دارد . امّا از جنبه ناسوتى شقى بالفطره است . اگر همه غرائزش را يكى يكى حساب كنيم مى بينيم