الشيخ حسين المظاهري

182

دراسات في الأخلاق وشؤون الحكمة العملية

است » . « 1 » قال العلّامه الطباطبايى قدس سره : « ما هر چه در اين مورد داريم از مرحوم قاضى داريم ، چه آنچه را كه در حياتش از أو تعليم گرفتيم واز محضرش استفاده كرديم وچه طريقي كه خودمان داريم ، از مرحوم قاضى گرفته‌ايم » . « 2 » « آقا ميرزا جواد آقا ملكي بعد از دو سال تلّمذ خدمت آخوند عرض كرد : من در سير خود به جايى نرسيدم . آخوند در جواب از اسم ورسمش سؤال مىكند . أو تعجب كرده مىگويد : مرا نمىشناسيد ؟ من جواد تبريزى ملكي هستم . ايشان مىگويند : شما با فلان ملكىها بستگى داريد ؟ آقا ميرزا جواد آقا چون آنان را خوب وشايسته نمىدانسته از آنان انتقاد مىكند . آخوند همداني در جواب مىفرمايد : هر وقت توانستى كفش آنها را كه بد مىدانى پيش پايشان جفت كنى من خود به سراغ تو خواهم آمد . ميرزا جواد آقا فردا كه به درس مىرود خود را حاضر مىكند در محلى پايين‌تر از بقيّهء شاگردان بنشيند تا رفته رفته طلبه‌هايى كه از آن فأميل در نجف بودند وايشان آنان را خوب نمىدانسته مورد محبّت قرار مىدهد تا جايى كه كفششان را پيش پاى آنها جفت مىكند . چون اين خبر به آن طايفه كه در تبريز ساكن بودند مىرسد رفع كدورت فاميلى مىشود . بعداً آخوند أو را ملاقاة مىكند ومىفرمايد : دستور تازه‌اى نيست تو بايد حالت اصلاح شود تا از همين دستورات شرعي بهره‌مند شوى . ضمناً يادآورى مىكند كه كتاب مفتاح الفلاح شيخ بهايى براي عمل كردن خوب است » . « 3 » « واعلم يا ولدي محمّد صأنك اللَّه جل جلاله عن مواقف اعراضه عنك وزانك بترادف

--> ( 1 ) - رساله سير وسلوك منسوب به بحر العلوم ، ص 176 . ( 2 ) - يادنامهء علامه طباطبايى ، ص 62 . ( 3 ) - تاريخ حكماء وعرفاء متأخر بر صدر المتألهين ، ص 133 و 134 .