الشيخ حسين المظاهري
80
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
قرآن ممكن است ماه اول و دوم اثر نداشته باشد ، اما ناگهان يك جرقهاى بزند و در دل انسان آتش به پا كند . چه فراوان ديدهايم كسى كه هفتاد سال به گناه آلوده بوده و ناگهان يك جرقه آدمش كرده است . بنابراين اگر قرآن تكرار مىكند و از جمله در اينجا دوبار تكرار كرده است . ظاهراً بهترين نظر در تكرار قرآن ، همان نظر استاد بزرگوار ما رهبر عظيمالشأن انقلاب ( ادام الله ظله ) است . بنابراين آيه « وجعلنا من بين ايديهم سداً و . . . » تكرار است ، اما با يك لفظ ديگر . آيه اول تشبيه معقول به محسوس بود . اگر انسان غل جامعه داشته باشد اصلًا نمىتواند حركت كند . حتى سرش صاف ايستاده است . مثل كسى كه العياذبالله ، تا گلو در لجن فرو رفته باشد . بسيار خوب ، اين آقا نه مىتواند حركت كند ، نه مىتواند دست و پا بزند و نه مىتواند حتى سرش را تكان دهد ، اين آيه مىگويد كه اگر صفت رذيله آمد مثل اين است كه در لجن فرورفته باشد ، صفت رذيله هر چه مىخواهد باشد ، حسادت باشد يا كينهتوزى ، تكبر يا خودمحورى ، لجاجت يا خودپسندى فرق نمىكند ، همهاش لجن است . وقتى سر تا پا در لجن فرو رفت ديگر نمىتواند حركت كند . وقتى انسان در غضب ، خودپسندى و لجاجت فرو رفت ، ديگر حرف در او اثرى ندارد . اين آيه هم همينطور : فرض كنيد شما در يك زمين آسفالت مىخواهيد رانندگى كنيد ، راه آسفالت است ، راه صاف و عالى ، رانندگى شما عالى ، اتومبيل شما عالى ، اما اطراف شما سد است ، كانال است ، آيا مىتوانيد حركت كنيد ؟ خير . نه تقصير از شما و نه از جاده و نه از اتومبيل است . پس تقصير كيست ؟ كانالها و سدها مانع پيشرفت شما هستند . آيه دوم مىفرمايد صفت رذيله سد است ، ولو اينكه مسلمان باشى ، دانا باشى ، عالم باشى ، متخصص در قرآن باشى و با كتابهايى مثل قرآن و مفاتيح مأنوس باشى . اگر صفت رذيله داشتى نمىتوانى حركت كنى . قرآن هم نمىتواند تو را حركت دهد . نه تنها جذابيت قرآن و استقامت پيامبراكرم ( ص ) تو را حركت نمىدهد ، بلكه اباعبدالله را هم العياذبالله مسخره مىكنى . ابىجهل در آخر عمرش قضيه مفصلى دارد و چون بنا داريم انشاءالله اين سوره را