الشيخ حسين المظاهري

81

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

تمام كنيم فقط اشاره كوتاهى مىكنيم . وقتى كار به آنجا كشيد كه ابىجهل زير شمشير ابن‌مسعود قرار گرفت و خواست وصيت كند ، يك وصيتش به ابن‌مسعود اين بود كه : - سر مرا از سينه‌ام ببر ، زيرا مىخواهم سر من در ميان سرهاى ديگر بلندترين سرها باشد . مىبينيد كه زير شمشير هم در غل و زنجير تكبر و خودپسندى گرفتار است . وصيت دومش اين است كه : - به پيامبر هم بگو كارى كه مىخواهى انجام بده من مسلمان نمىشوم . خوب دقت كنيد ، زيرا شمشير ابن‌مسعود است ، شايد هم جهنم را دارد مىبيند ، اما باز هم لجاجت وى كار مىكند ، نه عقل و درك و فهم و شعورش . منظور اين آيه هم همين است « وجعلنا من بين ايديهم سدا » : قرار داديم در جلوى اينها سد « و من خلفهم سدا » : در پشت سر آنها هم سد قرار داديم . اين كنايه است يعنى اطراف آنها مانع است : جاده صاف ، اتومبيل هم عالى ، رانندگى شما هم عالى است . اما اطراف شما سد است . « فاغشيناهم فهم لا يبصرون » اينبار يك مثال ديگر است ، تكرار اينكه اگر جاده اسفالته بسيار عالى ، اما جلوى چشمهاى شما را بسته باشند قطعاً نمىتوانيد حركت كنيد مىگويد پرده روى پرده است . « فاغشيناهم » يعنى صفت رذيله پرده است . براى چشم . نه اين چشم ، اين چشم ظاهربين است و دنيا را مىبيند ، رياست و پول را مىبيند . « چشم دل » چشم دلى كه مىبيند « تكبر » انسان را سگ مىكند و حسود را روباه مىنمايد و جهنم را مىبيند و آن چشم دلى كه مىبيند اگر حركت نكند و در جا بزند ، خواه ناخواه طعمهء شيطان مىشود ، اين چشم كور مىشود ، پرده روى پرده ، تكبر ، كينه ، لجاجت ، دنياپرستى و شهوت‌طلبى هر كدام يك پرده است . « فهم لا يبصرون » ديگر آنها نمىبينند . وَ سَوآءٌ عَلَيهِمْ ءَانذَرْتَهُمْ امْ لَمْ تُنذِرهُمْ لا يُؤمِنُونَ ( 10 ) « و آنها را بترسانى يا نترسانى يكسان است ( چون دانسته با حق عناد مىورزند ) هرگز ايمان نمىآورند »