الشيخ حسين المظاهري
53
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
يعنى اى انسان خيال مكن كه ارزش تو فقط به اندازه يك آدم است ، تو به دنيا مىآرزى ، اگر كسى ترا بكشد ، مثل اين است كه دنيا را كشته باشد و اگر در شرف مرگ تو را زنده كند مثل اين است كه دنيا را زنده كرده باشد . روايات زيادى از ائمه طاهرين ( ع ) درباره عظمت انسان داريم « 1 » و نشان مىدهد اينها هستند كه انسان را شناختهاند و بايد براى انسان قانون وضع كنند : نه مثل شوراى امنيت فعلى كه قوانين و قطعنامههايش نشانگر اين است كه نه خود را شناخته است و نه ديگران را . ج ) علم به مصالح و مفاسد : اين شرط روشنتر از شرط اول و دوم است . مىگويد كسى مىتواند قانون براى انسان وضع كند كه عالم به مصالح و مفاسد ، عالم به زمان و مكان و بالاخره عاقبتانديش باشد ، وراى اين جهان باشد ، جهان را ببيند و براى انسان قانون وضع كند و بداند كه اين انسان احتياجش چست و چه چيز برايش ضرر دارد ؟ آينده را ببيند و بداند اين انسان براى آيندهاش چه نيازى دارد ؟ چه چيزهايى مورد نهى است كه اگر حالا انجام ندهد براى آيندهاش نفع دارد و اين مختص به ذات خداوند است كه محيط بر اين جهان است و مصالح و مفاسد اين انسان را خوب مىداند و مىفهمد . د ) عزت و قهاريت صفت الزامى قانونگذارى : قانون را كسى مىتواند وضع كند كه مقهور چيزى و كسى واقع نشود . اگر تحت سلطهء كسى يا چيزى واقع شود ، لياقت براى قانونگذارى ندارد . شوراى امنيت و سازمان ملل لياقت براى وضع قانون ندارند ، زيرا مقهور ديگرى هستند . انسان ماديگرا لياقت براى وضع قانون ندارد ، زيرا بعد مادى او
--> ( 1 ) - عن ابيعَبدِ الله ( ع ) : الْمُؤْمِنُ اعْظَمُ حُرْمَة مِنَ الكَعْبَة مؤمن حرمت و احترامش از كعبه بيشتر است . ( بحارالانوار ج 68 ، ص 16 ) عن النبى ( ص ) « الْمُؤْمِنُ اكْرَمُ عَلَى الله مِنْ ملائِكتِهِ المُقَرَّبين » مؤمن نزد خداوند از ملائكه مقربين گرامىتر است . ( كنزالعمال ج 1 ، ص 164 ، خ 821 ) عن النبى ( ص ) : إنَّ المُؤمِنَ يعْرَفُ فِى السَّمآءِ كَما يعْرِفُ الرَّجُلُ اهْلَهُ و وَلَدَهُ و انَّهُ لَاكْرَمُ عَلِ الله عَزَّوجَل مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ « مؤمن در آسمانها شناخته شده است همانطورى كه مرد اهل و عيالش را مى شناسد و تحقيقاً مؤمن نزد خداوند عزوجل از ملك مقرب گرامىتر است . ( بحارالانوار ج 68 ، ص 19 ) درباره عظمت مؤمن روايات فراوان است كه در كتاب بحارالانوار علامه مجلسى - قدس سره - ج 71 ، ص 158 و ج 67 ، ص 65 و ج 75 ، ص 153 و . . . آمده است .