الشيخ حسين المظاهري

54

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

حاكم بر اوست . كسى كه « تز » او اقتصاد است و زيربناى انسانيت را اقتصاد مىداند و مىگويد : « اگر انسان براى شكم خلق شده لذا بايد به قدر ضرورت برداشت كند و به قدر قدرت كار كند . » اين انسان مقهور ، نمىتواند قانون وضع كند و اگر چنين كرد مىبينى پس از هفتاد سال اين قانون با اينكه خيلى هم براى تثبيت آن پافشارى شود و مثل استالين 000 / 600 نفر را به خاطر آن بكشد و بارها هم عقب‌نشينى كرده و كم و زيادش نمايد اما موفق نشود جا باز كند . كسى كه « تز » او « شهوت » است ، يعنى كارش به جايى رسيده كه مىگويد : بچه هم كه پستان مادر را مىمكد به خاطر « غريزهء جنسى » است . اين نمىتواند قانون وضع كند ، زيرا قانونش خود متأثر از اين غريزه است . به جايى مىرسد كه در انگلستان آن قانونى را كه نمىخواهم اسمش را بگويم وضع كردند . اين قانون كه در مجلس انگلستان وضع شد ، روى تاريخ را سياه كرد . معلوم است ، مكتب فرويد همان قانون انگلستان را مىخواهد . وقتى كسى « تزش » تز « نيچه » شد و گفت « رحم » از « ضعف » است ، سرچشمه مهربانى و عطوفت انسان از ضعف است انسان قوى آن است كه رحم در دلش نباشد ، دو ثلث جهان را بكشد ، زيرا مىخواهد بر يك ثلث جهان حكومت كند . اين مكتب وقتى بخواهد قانون وضع كند مجلس سناى آمريكا مىشود . اين گونه قوانين ، صهيونيزم را در وسط خاورميانه مستقر مىسازد براى اينكه از اين غده سرطانى استفاده كند ، ولو اينكه عده زيادى زن و مرد پيرو جوان به خاك و خون كشيده شوند . پس نتيجه مىگيريم كسى مىتواند قانون وضع كند كه آن بعد مادى را نداشته باشد ، مقهور كسى نشود ، مقهور خودخواهى ، فردگرايى ، وطن‌گرايى و غرايز و تمايلاتش نشود ، آن وقت مىتواند قانون وضع كند و چنين كسى جز خداوند بزرگ نمىتواند باشد كه : « وَهُوَالقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الحَكيمُ الخَبيرُ » « 1 » ه - ) مهربانى ، صفت الزامى ديگر براى قانونگذارى : علاوه بر آن مواردى كه ذكر شد ، قانونگذار بايد دلسوز هم باشد ، يعنى در حالى كه مقهور كسى يا چيزى نيست ، صددرصد رحمان و رحيم و دلسوز انسان باشد و او خداوند است .

--> ( 1 ) - سورهءانعام آيهء 18 . « بگو اى پيامبر » خداوند كمال اقتدار و توانايى را بر بندگان دارد و او هميشه درستكار و به همه امور ( عالم ) آگاه است .