الشيخ حسين المظاهري

40

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

احتياجاتش را برآورد . غذا ، لباس ، مسكن و احتياجات ديگرش را تأمين كند تا او بتواند با فراغ بال درس بخواند ، اما اگر خودش بخواهد نان ، آب ، غذا و مسكن تهيه كند و درس هم بخواند نمىشود . بالاخره انسان مدنى است و بالفطره درك مىكند كه بايد از بعضى از تمايلاتش بگذارد تا به بعضى از تمايلاتش دست يابد . يك انسان در اجتماع نمىتواند به همه تمايلاتش برسد و ناچار است بعضى از خواسته‌هايش را فداى بعضى ديگر كند تا اين جامعه متمدن شود و به آن هدفى كه دارد ( رسيدن به سعادت ) دست يابد . وقتى اسنان مدنى شد وخواست در اجتماع زندگى كند ، قانون لازم دارد . بدون قانون نمىتواند زندگى كند . اگر قانون بر انسان حكمفرما نباشد ، هرج و مرج لازم مىآيد ، اجتماع از هم پاشيده مىشود ، ناامنى بوجود خواهد آمد ، هر كسى مىخواهد تجاوز كند ، هر كسى مىخواهد تمايلات خويش را از هر راهى كه بشود ارضاء كند . انسان براى كنترل بعد مادى خويش نياز به قانون دارد و اين جزء فطرت انسان است . يعنى اين نياز را درك مىكند ، همانطور كه شخص تشنه اگر در هواى گرم باشد تشنگى را درك مىكند . به اين بعد مىگوييم « فطرت » ، يعنى انسان تشنگى را مىيابد ، گرسنگى را مىيابد ، ممكن است كه اگر از او بپرسند تشنگى يعنى چه ؟ نتواند تعريف كند ، ولى مىفهمد كه گرسنه يا تشنه است . بسيارى از امور كه به وجدان مربوط مىشود نمىتوان تعريف كرد . مثلًا اگر كسى به شما بگويد گرسنگى يا تشنگى چيست ؟ با فرض اينكه گرسنه يا تشنه هم باشيد نمىتوانيد به طرف بفهمانيد گرسنگى و تشنگى واقعى يعنى چه . اگر بخواهند به بچه‌اى كه هنوز مميز نشده ، يا مميز شده ولى به حد بلوغ نرسيده بفهمانند كه غريزه جنسى و لذت بردن از غريزه جنسى يعنى چه ، نمىتوانند . يك شخص روزه‌دار با تمام وجودش حس مىكند گرسنه و تشنه است ، درك اين گرسنگى و تشنگى آسان ، اما تعريفش مشكل است . به اينها فطريات مىگويند ، يعنى چيزهايى كه احتياج به دليل و برهان ندارند و خود انسان درك مىكند . لذا راجع به اثبات وجود خدا ، راجع به توحيد ، حتى راجع به عدالت ، نبوت ، معاد و امامت كه اصول دينند ، مىشود اثبات كرد كه همه اينها فطرى هستند و بهترين دليل هم براى اصول دين ، فطرت است كه قرآن‌كريم روى آن تكيه دارد .